برگردان به زبان ساده
گل خوش بوی که پار از بر یار آمده بود
آمد امسال برآن شیوه که پار آمده بود
هوش مصنوعی: گل خوشبو که سال گذشته از دست یار به من رسیده بود، امسال هم به همان شیوه به من بازگشته است.
همچو هدهد بسبا رفته دگر باز آمد
گل که بلقیس سلیمان بهار آمده بود
هوش مصنوعی: مانند هدهدی که به سرزمین سبا رفته بود، دوباره بازگشته است، همانطور که بلقیس ملکه سبا به همراه سلیمان بهار را تجربه کرده بود.
شطح حلاج در اطراف چمن بلبل گفت
گل چون پنبه چرا بر سر دار آمده بود
هوش مصنوعی: بلبل در کنار چمن به گل میگوید که چرا مثل پنبه بر سر دار آویزان شدهای؟ این گفتوگو نشاندهنده نگرانی بلبل از وضعیت گل و اعتراضی به اوست.
هرکجا چشم نهم گوش کنم بلبل را
سخن اینست که گل بهر چه کار آمده بود
هوش مصنوعی: هرجا که نگاه میکنم و به صدای بلبل گوش میدهم، میفهمم که بلبل میگوید گل چرا به این دنیا آمده است.
باغ با خیل گل خویش چو شب با انجم
بتماشای مه روی نگار آمده بود
هوش مصنوعی: باغ با زیبایی و رنگارنگی گلهایش، شبیه شب که پر از ستارههاست، به تماشای چهره دلربای معشوق آمده بود.
برگ خود همچو درم بر سر و پای او ریخت
گشت معلوم که از بهر نثار آمده بود
هوش مصنوعی: برگها مانند سکهای از طلا بر سر و پای او فرو ریختند و مشخص شد که این کار به خاطر نثار و هدیهای از سوی او بوده است.
عشق از بلبل شوریده بباید آموخت
کز پی شاهد گل شیفته وار آمده بود
هوش مصنوعی: عشق را باید از بلبل آموخت که با شوق و اشتیاق به سمت گل، مانند یک عاشق واقعی، میرود.
از گریبان گلش دست تعلق نگسست
بهر او پایش اگر برسر خار آمده بود
هوش مصنوعی: در این بیت به این نکته اشاره شده است که عشق و محبت به یک شخص میتواند انسان را از سختیها و مشکلات دور کند. حتی اگر در مسیر عشق با چالشهایی مانند خاری مواجه شویم، باز هم این تعلق خاطر و علاقه به آن شخص را رها نخواهیم کرد. به نوعی، عشق و تعلق خاطر میتوانند ما را از دردها و رنجها قویتر کنند.
از پی یک گل صد برگ بصد گونه نوا
همچو من بلبل شوریده هزار آمده بود
هوش مصنوعی: به دنبال یک گل خوشبو، با صداهای مختلف بسیار، مانند من بلبل دیوانهای که از هر سو آمدهام.
دوست چون صورت گل دید بعشاق نمود
گل صورت که خطش گرد عذار آمده بود
هوش مصنوعی: دوست وقتی به زیبایی و لطافت صورت کسی مانند گل نگاه کرد، عشق را به او نشان داد و لبهای او را به گونهای توصیف کرد که گویی خطوط آن بر روی گونهاش نقش بسته است.
گرد روی چو گلش خط چو عنبر گویی
بر سر یاسمن از مشک غبار آمده بود
هوش مصنوعی: چهرهاش مانند گل زیبا و نقشهای رویش مانند عنبر است، گویی بر سر یک یاسمن، بویی شگفتانگیز از مشک پراکنده شده است.
حسن در صحبت آن روی که مه پرتو اوست
همچو در صحبت خورشید نهار آمده بود
هوش مصنوعی: زیبایی در گفتوگو با آن چهرهای که مانند نور خورشید است، مانند زمانی است که در سایه خورشید صبحگاه نشستهای.
فارس وهم باندیشه وصفش نرسید
گرچه بر مرکب اندیشه سوار آمده بود
هوش مصنوعی: فارس و خیال نتوانستند او را توصیف کنند، هرچند که او بر پشت تفکر نشسته بود.
بر درش از اثر صحبت عشاق شناس
سیف فرغانی اگر عاشق زار آمده بود
هوش مصنوعی: اگر عاشقی افسرده و غمگین به در این مکان آمده باشد، میتوان به وضوح نشانههایی از حضور و تاثیر عشق را در اینجا مشاهده کرد.
عاقبت همچو بشر کس شد ونام آور گشت
سگ که در خدمت اصحاب بغار آمده بود
هوش مصنوعی: سرانجام، مانند آدمی که به شهرت رسید، سگی هم نامآور شد که در خدمت دوستانش در غار حضور داشت.