برگردان به زبان ساده
یار ار بچشم مست سوی ما نظر کند
دل پیش تیغ غمزه او جان سپر کند
هوش مصنوعی: اگر محبوب با نگاه خمارش به ما نظر کند، دل ما به خاطر تیر غمزهاش جان میدهد.
آن کو زکبر می ننهد پای بر گهر
برمن که خاک کوی شدم کی گذر کند
هوش مصنوعی: اگر کسی بر روی چیزهای با ارزش و گرانبها پا بگذارد، من که به خاک کوی او افتادهام، دیگر چگونه میتوانم از آنجا عبور کنم؟
بی مهر ماه طلعت او آفتاب را
آن نور نی که مشعله صبح برکند
هوش مصنوعی: در absence of چهرهی او، آفتاب هم رنگی ندارد و نورش به اندازهای نیست که صبح را روشن کند.
ای دوست دست تربیت ولطف وا مگیر
زآنکس که حق گزاری پایت بسر کند
هوش مصنوعی: ای دوست، لطف و تربیت خود را از کسی مگیر که حق را به پای تو بیندازد و تو را از ارزش و جایگاهت پایینتر بیارد.
جویای روز وصل ترا خواب شد حرام
مشتاق مه بشب چو ستاره سهر کند
هوش مصنوعی: آن که در پی روز وصال توست، خوابش حرام شده است. مانند ستارههای سحر، عاشق ماه در شب بیتابی میکند.
مارا هوای عشق تو از جای برد و خاک
گر همرهی چو باد بیابد سفر کند
هوش مصنوعی: عشق تو ما را به شدتی به هیجان آورده که از جای خود بلند شدهایم و اگر خاکی در کنار ما باشد، همچون باد سفر خواهیم کرد.
گر ماجرای عشق تو زین سان بود درو
صوفی روح خرقه قالب بدر کند
هوش مصنوعی: اگر داستان عشق تو اینگونه باشد، صوفی از روح خود بیرون میآید و لباس رهبانیت را کنار میگذارد.
در راه عشق مرد چو مالی زدست داد
خاکی که زیر پاش بود کار زر کند
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، مرد باید از همه چیز دست بکشد؛ حتی اگر در زیر پایش خاک باشد، باید آن را به طلا تبدیل کند.
هجر تو گر بسوختن دل چو آتش است
آتش زسوز سینه عاشق حذر کند
هوش مصنوعی: اگر دلی به خاطر جدایی تو بسخن آتش بگیرد، آتش خود از شدت سوزش دل عاشق باید دوری کند.
آتش بروزها نکند آنچه در شبی
عاشق بآب دیده و آه سحر کند
هوش مصنوعی: آتش روزها نمیتواند آنچه را که در شب عاشقی با اشک دیده و در صبحگاه به حالت ناله آمده، برملا کند.
ناخفته شب زشوق تو آن روز دست وصل
در دامنت زند که سر از خاک برکند
هوش مصنوعی: شب به خاطر شوق تو افشا خواهد شد و آن روزی که دست وصل در دامن تو خواهد افتاد، روزی خواهد بود که سر از خاک برمیکشد.
ای بخت ازآن مکارم آنک توقعست
صعبست اگر بگویم وسهلست اگر کند
هوش مصنوعی: ای سرنوشت، انتظار داشتن بزرگیها سخت است؛ اگر آن را بگویم، دشوار به نظر میرسد و اگر حقیقتاً به وقوع بپیوندد، آسان خواهد بود.
چون تلخ کام کرد من شور بخت را
اندر دهانم از لب شیرین شکر کند
هوش مصنوعی: وقتی که طعم تلخی بر کام من حاکم شد، خوشبختیام در دهانم از شیرینی لبان کسی شکرین میشود.
وصل نگار کو که مرا وقت خوش شود
فصل بهار کو که درختی زهر کند
هوش مصنوعی: بگو کجا میتوانم محبوب خود را بیابم تا زمان خوشی برایم فرا برسد و کجا باید بروم تا بهاری را که در آن درختان زهر میدهند تجربه کنم؟
امیدوار باش بروز وصال سیف
می دان یقین که ناله شبها اثر کند
هوش مصنوعی: به آینده امیدوار باش و بدان که اگر با عشق و عشق ورزی صمیمانه پیش بروی، حتماً نتیجهی خوب و مطلوبی خواهی گرفت. نالهها و غصههای شبانهات بیتاثیر نخواهند بود و روزی به وصال و وصل میرسی.