برگردان به زبان ساده
عاشقان روی یار از وصل و هجران فارغند
مخلصان دین عشق از کفر و ایمان فارغند
هوش مصنوعی: عاشقان به خاطر زیبایی و حضور معشوق از رنج جدایی و وصال بیخبرند و مخلصان عشق نیز از دستهبندیهای مذهبی و اعتقادی دور ماندهاند.
اختیار از دل برون و دل برون از اختیار
بر سر کوی رضا از وصل و هجران فارغند
هوش مصنوعی: در اینجا گفته شده است که وقتی انسان در مسیر عشق و ملاقات محبوب قرار میگیرد، همه چیز از دستش خارج میشود و دلش دیگر در اختیار خودش نیست. در این حال، دل از قید و بندهای خودش آزاد میشود و به جای نگرانی از وصل یا جدایی، به کوی محبوب میرسد و به آرامش میرسد. اینجا اشاره شده که در این وضعیت، فرد از تمام دغدغههای گذشته فارغ میشود و به عشق و رضایت میرسد.
دوزخ و جنت اگرچه مایه خوف و رجاست
آتش آشامان تو زین ایمن و زآن فارغند
هوش مصنوعی: دوزخ و بهشت هرچند مایه ترس و امید هستند، ولی نوشندگان آتش از این نگرانیها بینیاز و از آنها دورند.
محو کرده از دل امید حیات (و) هم مرگ
زنده از عشق تواند ای دوست وز جان فارغند
هوش مصنوعی: عشق میتواند امید به زندگی را از دل بزداید و حتی جان را از مرگ رها سازد. ای دوست، عشق به قدری قوی است که میتواند انسان را از مرگ زنده کند و از وابستگی به جسم آزاد سازد.
در خلافت کمتر از داود نتوان فرض کرد
این گدایان را که از ملک سلیمان فارغند
هوش مصنوعی: در مقام خلافت، نمیتوان توقعی کمتر از داوود داشت از افرادی که از سلطنت سلیمان بیخبرند.
چون شوند از آتش شوقش چو موسی گرم رگ
گر خضر ساقی بود از آب حیوان فارغند
هوش مصنوعی: وقتی انسان به شوق او بیفتد و مانند موسی در آتش عشق بسوزد، حتی اگر مانند خضر در حال نوشیدن آب حیات باشد، از این اشتیاق و شور فارغ نیست.
هم باستیلای عشق از کار عالم بی خبر
هم باستغنای فقر از ملک سلطان فارغند
هوش مصنوعی: عشق به قدری بر روی افرادی تأثیر میگذارد که از تمام مسائل و مشکلات زندگی دنیا بیخبر میشوند، و همچنین این عشق به آنها این قدرت را میدهد که از فقر و نداشتن کالاهای دنیوی خود را بینیاز احساس کنند.
چون کلیم از مال قارون این فقیران بی نیاز
چون خلیل از ملک نمرود این گدایان فارغند
هوش مصنوعی: چون حضرت موسی (کلیم) از ثروت قارون بینیاز است، فقیران هم همانند حضرت ابراهیم (خلیل) از قدرت نمرود بینیاز و آزاد هستند.
گر بدوزخشان بری در حبس مالک خرمند
ور بجنتشان بری از باغ رضوان فارغند
هوش مصنوعی: اگر به جهنم آنها بروی و در دستان مالک زندانی شوی، یا اگر به بهشتشان برسی و از باغ رضوان لذت ببری، هیچ یک برای آنها اهمیتی ندارد.
وین جهان سفله شان چون هیچ دامن گیر نیست
زو قدم بیرون زده سر در گریبان فارغند
هوش مصنوعی: در این جهان حقیر، هیچ چیز ارزشمند نیست. کسانی که از این دنیا فاصله گرفتهاند، بیخیال و راحتند و به مسائل آن اهمیتی نمیدهند.
گر ز طوفان بلا دریا شود روی زمین
کشتی نوحست عشق ایشان ز طوفان فارغند
هوش مصنوعی: اگر طوفان بلا به دریا تبدیل شود، زمین همچون کشتی نوح خواهد بود و عشق آنها از این طوفان در امان است.
کرده اند از بهر رقص از سر نشاطی در سماع
وز دو کون افشانده دست این پای کوبان فارغند
هوش مصنوعی: به خاطر شادی و شوق رقص و شنیدن موسیقی، دستها را از دو طرف بلند کردهاند و در حال رقصیدن هستند و از دنیا و مشکلات زندگی بیخبر و آزادند.
کشتگان خنجر عشق از حوادث ایمنند
خستگان این نبرد از تیرباران فارغند
هوش مصنوعی: کسانی که در میدان عشق جان باختهاند، از حوادث و خطرات در امان هستند و افرادی که خسته و فرسودهاند، دیگر نگران تیرهایی که در این جنگ به سویشان پرتاب میشود، نیستند.
سیف فرغانی مرض داری، شفای خویشتن
زاین جماعت جو که با دردش ز درمان فارغند
هوش مصنوعی: سیف فرغانی، تو در بیماری به سر میبری، به دنبال درمان خود از این گروه باش که با وجود دردشان، از درمان خود غافل هستند.