برگردان به زبان ساده
نه اهل دل بود آن کو دل از دلبر بگرداند
ز سگ کمتر بود آنکس که رو زین در بگرداند
هوش مصنوعی: کسی که دلش از محبوبش برگردد، انسان اهل دلی نیست و در واقع به اندازه یک سگ هم ارزش ندارد. کسی که رو از در محبوبش برگرداند، واقعاً مقام و ارزشی ندارد.
مرا دل داد ار دلبر نتابم رو نه پیچم سر
گدای نان طلب دیدی که روی از زر بگرداند
هوش مصنوعی: اگر دلبرم بیاعتنا باشد و به من روی نیاورد، نمیتوانم سر را از گدایی نان بگردانم. آیا ندیدی که او از طلا و زر رو برگردانده است؟
مرا بدگوی از آن حضرت همی خواهد که دور افتم
نپندارم که گردون را چو گاو آن خر بگرداند
هوش مصنوعی: من از بدگوییهایی که دیگران درباره آن شخص میکنند ناراحت نمیشوم، چون نمیخواهم خود را درگیر کارها و حرفهای بیارزش دیگران کنم. با این حال، نمیتوانم مانند دورانی که گردون (سرنوشت) به دست موجودی بیاراده میچرخد، روی من تأثیر بگذارد.
بقطع دوستی آنجا که دشمن در میان آید
دو یار ناشکیبا را ز یکدیگر بگرداند
هوش مصنوعی: وقتی دشمنی وارد رابطهای شود، میتواند دو دوست صمیمی را از یکدیگر دور کند و آنها را به نزاع و درگیری بکشاند.
رقیب تیزخو ترسم که ما را بگسلد از وی
مگس را بادزن باشد که از شکر بگرداند
هوش مصنوعی: رقیب حسابی مهارت دارد و میترسم که ما را از او جدا کند. مثل اینکه مگس را بادزن از شکر دور میکند.
همی خواهم که در بزمش صراحی وار بنشینم
بگرد مجلسم تا چند چون ساغر بگرداند
هوش مصنوعی: دوست دارم در مهمانی او مانند یک پیاله شراب نشسته و اطرافم را تماشا کنم، تا ببینم او چقدر در اطراف خود گردش میکند و نوشیدنیها را میچرخاند.
ازین آتش که در من زد عجب نبود که در عالم
برای آب حیوانم چو اسکندر بگرداند
هوش مصنوعی: از این آتشی که در وجودم شعلهور است، شگفتی نیست که در این دنیا برای من مانند آب حیات، اسکندر را به حرکت درآورد.
چو گندم اندرین طاحون خورم از سنگ او کوبی
چو آبم گر روان دارد چو چرخم گر بگرداند
هوش مصنوعی: من مانند گندمی هستم که در آسیاب میکوبند؛ اگر از سنگ آسیاب تغذیه شوم، خرد میشوم. اگر آب باشم، جریانی دارم و اگر مانند چرخ بچرخم، در حرکت خواهم بود.
ز چون من دوستی رغبت بدشمن می کند آری
چو سنگ از زر شود افزون تر ازو سر بگرداند
هوش مصنوعی: دوستی کردن با من باعث میشود که دشمنی برای او جالب باشد. مثل این که اگر سنگی تبدیل به طلا شود، دیگر کسی به آن توجه نخواهد کرد.
بطبع آتشی با آنکه بر خاک درت هر شب
بآب چشم خونینش زمین را تر بگرداند
هوش مصنوعی: این شعر به قدرت و تأثیر آتش اشاره دارد، هرچند که این آتش به لحاظ ظاهری ممکن است در برابر عنصر زمین کمجان به نظر برسد. در واقع، آتش به گونهای است که با وجود اینکه روی خاک قرار دارد، از عشق و احساسات عمیق خود، زمین را با اشکهایش مرطوب میکند. این تصویر نشاندهنده وجود عشق و شور و هیجان در دل شخص است که حتی میتواند بر محیط اطرافش تأثیر بگذارد.
بگوشت در نمی آید فغان سیف فرغانی
که هرشب گوش گردون را بناله کر بگرداند
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که صدای ناله و فغان سیف فرغانی به گوش کسی نمیرسد و هیچکس به آن توجه نمیکند. او هر شب با نالهاش به آسمان میزند، اما هیچکس به آن گوش فرا نمیدهد و گویی در دنیای اطرافش بیاثر است.