برگردان به زبان ساده
بسی گفتم ترا گر یاد باشد
که دم بی یاد جانان باد باشد
هوش مصنوعی: من بارها به تو گفتم که اگر به یاد او باشی، نفسهای تو شیرین و دلپذیر خواهد بود.
دل ویران بعشق تست معمور
جهان ای جان بعدل آباد باشد
هوش مصنوعی: دل ویران من به عشق تو رونق دارد، ای جان، دنیا با عدل تو آباد خواهد بود.
خلاف عشق کردن کار نفس است
خلاف هود کار عاد باشد
هوش مصنوعی: عمل کردن برخلاف عشق، کار نفس اماره است و برخلاف هود، عمل آدمی است.
همه کس را نباشد جوهر عشق
همه آهن کجا پولاد باشد
هوش مصنوعی: همه کس ظرفیت و ارزش عشق را ندارند، مانند این است که تنها برخی از آهنها میتوانند به فولاد تبدیل شوند.
کسی کو نیست عاشق آدمی نیست
چو شاهین صید نکند خاد باشد
هوش مصنوعی: هر کسی که عاشق نیست، انسانیت را ندارد، مانند شاهینی که شکار نمیکند و به موجود دیگری بیتوجه است.
تویی سلطان حسن و بنده تست
کسی کز هر دو کون آزاد باشد
هوش مصنوعی: تو بهترین و زیباترین هستی و من خدمتگزار تو هستم. کسی که از همه قید و بندها آزاد باشد، در حقیقت از هر دو جهان رهایی یافته است.
ترا عاشق بسی و من از ایشان
چنانم کز الوف آحاد باشد
هوش مصنوعی: من به تو بسیار عاشق هستم و حالتی دارم که عشق من نسبت به تو مانند رابطهی ناچیز بین افراد متنوع و متفاوتی است که با هم هیچ اتحاد و هماهنگی ندارند.
عجب نبود که شیرین شکر را
بهر خانه مگس فرهاد باشد
هوش مصنوعی: عجبی ندارد که شیرینی شکر برای خانه مگس جذاب باشد.
زمن گر زر ستانی نیست بی داد
وگر جانم ستانی داد باشد
هوش مصنوعی: اگر از من طلا بگیری، بیعدالتی است و اگر جانم را بگیری، حق خواهد بود.
درین ره ترک نان آب حیوتست
که خون خویش خوردن زاد باشد
هوش مصنوعی: در این مسیر، برای دستیابی به زندگی واقعی، باید از جان خود مایه گذاشت و درد و رنج را به جان خرید.
کتب شویم چو کودک تخته خویش
مرا گر عشق تو استاد باشد
هوش مصنوعی: من مانند کودکی که بر تختهاش مینویسد، تحت آموزش قرار میگیرم، اگر عشق تو معلم من باشد.
بر من آیت قرآن عشقست
حدیثی کش بتو اسناد باشد
هوش مصنوعی: عشق برای من همچون نشانهای از قرآن است، که داستان آن به تو مرتبط میشود.
بحضرت سیف فرغانی سخن برد
ببذل زر سخی معتاد باشد
هوش مصنوعی: در محضر سیف فرغانی، سخن از بذل و بخشش زروری که به سخاوت معروف است، در میان بود.