برگردان به زبان ساده
هرکه یک بار در آن طلعت میمون نگرد
گر نظر باشدش اندر دگری چون نگرد
هوش مصنوعی: هرکس که یک بار به چهرهی خوش و خوشیمن آن معشوق نگاه کند، اگر بخواهد به چهرهی دیگری نگاه کند، چگونه میتواند؟
هرکه را یار شود او چو اسد را خورشید
کم ز گاوست اگر در مه گردون نگرد
هوش مصنوعی: هر کسی که دوست یا یاری برای خود پیدا کند، مانند شیر است که نور خورشید را کمتر از گاو میبیند اگر در آسمان در حالت حرکت باشد.
با چنین ملک سگ کوی گدای اورا
عار باشد که سوی نعمت قارون نگرد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شخصی که در زندگی خود از محبت و معرفت واقعی بیبهره است، نباید به ثروت و جاه و جلال دیگران توجه کند. به عبارتی، کسی که در کنار دوستان و اهل محبت زندگی میکند، نباید خود را در مقابل ثروتمندان بیمعنا ببیند. از این رو، او نباید به دنیای مادی و رفاه ظاهری دلبستگی پیدا کند، زیرا ارزشهای انسانی و معنوی به مراتب مهمتر از ثروت و جاه است.
نیست شایسته که در یوزه کند بر دراو
آن گدا طبع که در ملک فریدون نگرد
هوش مصنوعی: شایسته نیست که کسی بیاستعداد و بیگنجایش، بر در کسی دیگری که ارزشمند است، حاضر شود. فردی که در زمان فریدون، موفق به ورود به دنیای بزرگ و باارزش نشده، حق ندارد در مقابل چنین شخصی درخواست کند.
در کم خویش میفزای که آن از همه بیش
در فزونی کم و اندر کمی افزون نگرد
هوش مصنوعی: در خودتان چیزی اضافه نکنید چون همین اندک هم از هر چیز دیگر بیشتر است. در حالی که چیزهای کم میتوانند به اندازهی بیشتر شدن حتی چیزهای زیاد هم ارزشمند باشند.
من چو مجنون سوی لیلی بنیازش نگرم
او بصد ناز چو لیلی سوی مجنون نگرد
هوش مصنوعی: من مانند مجنون به عشق لیلی نگاه میکنم، او با هزار ناز و زیبایی به من نمینگرد، همانطور که لیلی به مجنون توجهی ندارد.
خلق در وی نگرانند که چونست ولیک
بنده در آینه قدرت بیچون نگرد
هوش مصنوعی: مردم درباره او نگران هستند که چه طور خواهد بود، ولی من به دلیل قدرت بینهایتش در آینه میتوانم او را ببینم.
تا تو ظاهر نشدی از در باطن ذل را
عشق دستور نمی داد که بیرون نگرد
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو به صورت ظاهر نیامدی، عشق به دل من اجازه نمیداد که به بیرون بروم و خود را نشان دهم.
سیف فرغانی چون در ره عشق از دل پاک
ترک جان کردی جانان بتو اکنون نگرد
هوش مصنوعی: سیف فرغانی میگوید: وقتی که تو به خاطر عشق، با دل پاک و بیپروا از جان خود گذشتی، اکنون ای محبوب، دیگر به من توجهی نکن.