برگردان به زبان ساده
ای دریغا که در زمانهٔ ما
هزل آید به کارخانهٔ ما
هوش مصنوعی: ای کاش که در زمانهٔ ما مسائل بیارزش و بیمعنا به جای ارزشها و هنرهای واقعی جای نگرفته بود.
هزل را خواستگار بسیار است
زنخ و ریشخند در کار است
هوش مصنوعی: هزاران خواستگار برای شوخی و بازی هست، در این میان، نیش و کنایه هم فراوان است.
میل ایشان به هزل بیشتر است
هزل، الحق زجد عزیزتر است
هوش مصنوعی: تمایل آنها به شوخی و بازیگوشی بیشتر از جدی بودن است و حقیقتاً شوخی قابلاحترامتر از سختگیری و جدیت است.
مرد را هزل زی گناه برد
جد سوی عالم اله برد
هوش مصنوعی: مرد اگر به گفتههای بیمحتوا و شوخیهای بیفایده بپردازد، به سوی دنیا و مسائل مادی میرود و از روحیات و معارف الهی دور میشود.
چون تو جد یافتی ببر از هزل
تا از آن مملکت نباشی عزل
هوش مصنوعی: وقتی که تو به ریشه و اصل خود دست یافتی، از بیمعنی و سبکسری دوری کن تا از آن سرزمین و جایگاهت محروم نشوی.
من چو زین شیوه رخ بتافتهام
هر چه کردم طلب، بیافتهام
هوش مصنوعی: من به این شیوه و روش خاصی که دارم، هر چه کردهام برای دستیابی به چیزی بوده، اما به آنچه خواستهام نرسیدهام.
از ره هزل پا برون بردم
تختهٔ دل ز هزل بستردم
هوش مصنوعی: با کنارهگیری از شوخی و بازیهای بیمعنا، به دل خود آرامش و جدیت بخشیدم.
پس برو نقش جد نگاشتهام
علم عشق برفراشتهام
هوش مصنوعی: پس برو، من نشانی از جد و خاستگاه خود را به تصویر کشیدهام و پرچم عشق را برافراشتهام.
اندرین کارنامهٔ عصمت
بستهام نقش خامهٔ عصمت
هوش مصنوعی: در این کارنامهای که به پاکی و معصومیت اختصاص دادهام، نقش و اثر قلم را بر روی این پاکی گذاشتهام.
بس گهرشان فشاندم از سر کلک
در معنی کشیدم اندر سلک
هوش مصنوعی: من از قلم خود، جواهرات زیادی را منتشر کردم و معانی را در دستهبندیهای مختلف ساماندهی کردم.
این سخن تحفهایست ربانی
رمز و اسرارهای روحانی
هوش مصنوعی: این گفتار به عنوان هدیهای از سوی خداوند است و شامل رمزها و معانی عمیق روحانی میباشد.
سخن از آسمان بلندتر است
تانگویی که نظم مختصر است
هوش مصنوعی: سخن همیشه ارزش و اعتبار بیشتری دارد، حتی اگر بهطور مختصر بیان شود.
لفظ او شرح رمز و اسرار است
معنیاش شمع روی ابرار است
هوش مصنوعی: واژهها و کلمات او، تبیینکنندهی معانی و رازهای عمیق هستند و مفهومش، همانند شمعی است که در روشنایی خاصی بر نیکان و درستکاران میتابد.
نظم نغزش زنکته و امثال
سحر مطلق ولی مباح و حلال
هوش مصنوعی: نظم و آهنگ موسیقی مانند آوازهای سحرانگیز است، اما با این تفاوت که مجاز و حلال است.
بوستانی است پر گل و نسرین
آسمانی است پُر مَه و پروین
هوش مصنوعی: باغی است مملو از گلها و نسرینها، آسمانی است پر از ماه و ستارههای پروین.
مونس عارفان حضرت حق
قائد طالبان قدرت حق
هوش مصنوعی: یار و همراه عارفان حق، پیشوای جویندگان و جستجوگران توانمندی و حقیقت الهی است.
اهل دل کاین سخن فرو خوانند
آستین از جهان برافشانند
هوش مصنوعی: افراد باصفا و دل پاک، وقتی این سخن را میشنوند، از همه چیز دنیا دست میکشند و به آن بیاعتنا میشوند.
خاطر ناقصم چو کامل شد
به سخنهای بکر حامل شد
هوش مصنوعی: زمانی که ذهن ناقص و ناتمام من به کمال رسید، به کلمات تازه و بینظیری که از دل برمیخیزد، دست پیدا کردم.
هر نفس شاهدی دگر زاید
هر یک از یک شگرفتر زاید
هوش مصنوعی: هر لحظه چیزی جدید و جالب به وجود میآید، و هر یک از این مخلوقات دارای ویژگیهای شگفتانگیزتر است.
شاهدانی به چهره همچو هلال
در حجاب حروف زهره جمال
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی در چهرههایی همچون ماه است که پشت پردههایی از الفاظ و کلمات پنهان شدهاند.
اینکه بینی که من ترش رویم
کز عنا پر زچین شد ابرویم
هوش مصنوعی: اگر میبینی که من چهرهای ترش و گرفته دارم، این به خاطر آن است که ابرویم از عنا پر شده و چین و چروک پیدا کرده است.
سخنم بین چه نغز و شیرین است
منتظم همچو عقد پروین است
هوش مصنوعی: سخنان من چقدر زیبا و دلنشین است، به گونهای که منظم و مرتب مانند نگینی درخشان میباشد.
صورت من اگر چه مختصرست
صفتم بین که عالم هنرست
هوش مصنوعی: هر چند که چهرهام ساده و کوچک است، ولی به ویژگیها و صفاتم دقت کن که پر از هنر و خلاقیتم.
مهر و مه بندهٔ ضمیر منند
عاشق خاطر منیر منند
هوش مصنوعی: خورشید و ماه در واقع تابع افکار و احساسات من هستند و به شدت به روح و اندیشهام عشق میورزند.
من چو شمعمکه مجلس افروزم
رشتهٔ جان خود همی سوزم
هوش مصنوعی: من همچون شمعی هستم که در جمع افراد روشنی میبخشم، اما در این مسیر، جان و زندگیام را میسوزانم.
شمع کردار بر لگن سوزان
روشن از من جهان و من سوزان
هوش مصنوعی: شمعی که در ظرف داغ میسوزد، نوری را از خود ساطع میکند و به این ترتیب، هم به جهان روشنی میبخشد و هم خودش در آتش میسوزد.
این سخنهاکه مغز جان من است
گر بد ارنیک شد زبان من است
هوش مصنوعی: این حرفهایی که میزنم، عمیقترین بخش وجود من را تشکیل میدهد. اگر نیات من خوب باشد، این کلمات از لحن و زبان من بیرون میآید.
نیستم در سخن عیال کسی
نپرم من به پر و بال کسی
هوش مصنوعی: من وابسته به حرفهای کسی نیستم و به زندگی دیگران نمیپردازم.
تو چه دانی چه خون دل خوردم
تامن این را به نظم آوردم
هوش مصنوعی: تو چقدر میدانی که من چه درد و رنجی کشیدم تا این شعر را سرودم؟
فکرم القصه حق گزاری کرد
اندرین نظم جان سپاری کرد
هوش مصنوعی: فکرم در نهایت به این نتیجه رسید که در این شعر باید جانم را فدای حقیقت کنم.
پانصد و بیست و هشت آخر سال
بود کاین نظم نغز یافت کمال
هوش مصنوعی: در پایان سال 528 هجری، این شعر زیبا به کمال رسید.
در جهان زین سخن بدین آیین
کامل و نغز و شاهد و شیرین،
هوش مصنوعی: در دنیا از این صحبت به این شکل، همه چیز کامل و زیبا و شاهد و دلنشین است.
جز سنایی دگر نگفت کسی
اینچنین گوهری نسفت کسی
هوش مصنوعی: جز سنایی هیچکس به این زیبایی سخنی نگفته و هیچکس به اندازه او چنین گنجی را ننگذارد.
هست معنیش اندرون حجاب
چون عروس زمشک بسته نقاب
هوش مصنوعی: معنی این بیت به این صورت است که معانی و مفهومی که در درون وجود دارد، مانند عروسی است که به خاطر زیباییاش پردهای روی چهره دارد. در واقع، زیبایی و حقیقتی که در درون است، نیاز به کشف و شفافسازی دارد.
نخچوان راکه فخر هر طرفست
در جهانش بدین سخن شرفست
هوش مصنوعی: نخچوان، که در هر سو افتخار محسوب میشود، به خاطر این سخن در جهان دارای مقام و ارج والایی است.
در مقامی که این سخن خوانند
عقل و جان سحر مطلقش دانند
هوش مصنوعی: در جایی که این حرفها را میزنند، عقل و روح، جذبه و قدرت شگفتانگیز آن را تشخیص میدهند.
خاکیان جان نثار او سازند
قدسیان خرقهها در اندازند
هوش مصنوعی: انسانهای زمینی جان خود را فدای او میکنند و موجودات آسمانی لباسهای خود را کنار میزنند.
این زمان بهر عزت و تمکین
جبرئیل از فلک کند تحسین
هوش مصنوعی: در این زمان، جبرئیل از آسمان برای بزرگداشت و احترام، تحسین و ستایش میگوید.
ختم این نظم بر سعادت باد
هر نفس دم به دم زیادت باد
هوش مصنوعی: امیدوارم که این نظم به خوشبختی ختم شود و هر لحظه بر خیر و برکت آن افزوده گردد.