برگردان به زبان ساده
آن سلیمان که در جهان قدر
بود سلطانِ وقت و پیغامبر
هوش مصنوعی: سلیمان، که در زمان خود قدرت و عظمت ویژهای داشت، هم سلطان بود و هم پیامبر.
برنشسته بُد او به بادِ صبا
سوی مشرق شد او ز جابلسا
هوش مصنوعی: او برفات یافته و در نسیم صبحگاهی به سمت مشرق حرکت کرد و از جابلسا دور شد.
دید در راه ناگه آبخوری
کِشتزاری و پیر برزگری
هوش مصنوعی: در میانهٔ راه ناگهان به مکانی برمیخورم که آبی هست و زراعتی در آنجا وجود دارد و از دور، کشاورزی پیر را میبینم.
کشت میکرد و نرم میتندید
گاه بگریست و گاه میخندید
هوش مصنوعی: او کار کشاورزی را انجام میداد و در حالتی آرام و نرم به پیش میرفت. گاهی اوقات اشک میریخت و گاهی نیز میخندید.
شد سلیمان بدو سلامش کرد
پیر کان دید احترامش کرد
هوش مصنوعی: سلیمان به او رسید و او به خاطر مقام و احترامش به او سلام کرد.
گفت هی کیستی که دل شادی
برنشسته به مرکبِ بادی
هوش مصنوعی: گفت کیستی که دل شاد و سرشار از خوشحالیام را به پرواز درآوردهای؟
گفت ای پیر من سلیمانم
هر دو هستم نبیّ و سلطانم
هوش مصنوعی: گفت ای استاد، من مانند سلیمان هستم. هم پیامبر هستم و هم پادشاه.
زیر امرِ منست ملک زمین
پری و دیو بر یسار و یمین
هوش مصنوعی: تمام موجودات و نیروهای طبیعی تحت فرمان من هستند، حتی ملائک و دیوان در سمت چپ و راست من قرار دارند.
مُلکم ای پیر مرز بیلافست
شرق تا شرق قاف تا قافست
هوش مصنوعی: ای بزرگ، حکومت من از شرق تا شرق و از یک قاف تا قاف دیگر گسترده است.
پادشاهم به روم و چین و یمن
باد را بین شده مسخر من
هوش مصنوعی: من پادشاهی هستم در سرزمینهای روم و چین و یمن، حتی بادها نیز زیر فرمان من درآمدهاند.
گفت این گرچه سخت بنیادست
نه نهادش نهاده بر بادست
هوش مصنوعی: میگوید که این ساختار اگرچه محکم و استوار به نظر میرسد، اما در اصل بر پایهای سست و ناپایدار است.
هرچه بادی بود به باد شود
جان چگونه به باد شاد شود
هوش مصنوعی: هر چیزی که در زندگی ناپایدار باشد، به راحتی از بین میرود. حالا چطور ممکن است زندگی و روح انسان در چنین شرایطی شاداب و سرزنده باقی بماند؟