برگردان به زبان ساده
عندلیبان باغ آن خوشبوی
در ترنّم تبارکالله گوی
هوش مصنوعی: پرندگان باغ آن خوشبو در حال نغمهخوانی هستند و برای نعمتهای خداوند حمد و سپاس میگویند.
بر زمان حکم چون شهان کرده
بر زمین نان چو بندگان خورده
هوش مصنوعی: زمان به مانند پادشاهان، فرمانروایی میکند و انسانها نیز مانند بندگان، از نعمتها بهرهمند میشوند و نان را میخورند.
نان جو خورده همچو مختصران
پس کشیده ز حلم بارِ گران
هوش مصنوعی: کسی که نان جو میخورد، مانند افراد کمتوقع و مختصرنگر، به آرامی و با صبری که دارد، از تحمل بار سنگین و مشکلات زندگی کنارهگیری میکند.
خَلق را خُلق او نویدگرست
نور ماه از جمال جرم خورست
هوش مصنوعی: آفرینش انسانها و ویژگیهای خوب آنها، نویدبخش زیبایی و روشنایی است. زیبایی و نورانی بودن او مانند روشنایی ماه است که از درخشش خورشید ناشی میشود.
گنج همسایه بُد دل پاکش
رنج سایه نبود بر خاکش
هوش مصنوعی: وقتی دل کسی پاک و خالص باشد، حتی اگر گنجی در نزدیکی او باشد، همیشه از مشکلات و رنجهای زندگی به دور است و شادی و آرامش واقعی را تجربه میکند.
صد هزار آه زو شنیده حری
نه الف بود در میانه نه هی
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به احساسات عمیق و غمانگیز خود اشاره میکند. او به تعداد بسیار زیادی آه و ناله اشاره میکند که از دلش برآمده و این نشاندهنده تنهایی و آرزوهای سخت اوست. این احساسات همواره در وجود او جاری است و به نظر میرسد که هیچ راه مفرّی از آنها نیست. شاعر به نوعی دلسوزی و اندوه اشاره دارد که در دلش نهفته است.
جبرئیل آمده ز سدره برش
بوده سوگند صعب حق به سرش
هوش مصنوعی: جبرئیل از درختی خاص و مقدس آمده و بر او سوگند خورده که این مسئله برایش بسیار دشوار است.
جز از او کس نبود در بشری
در طلب گریه خند خنده گری
هوش مصنوعی: هیچکس غیر از او در عالم بشری وجود ندارد که در جستجوی محبت و شادی، هم دلتنگی کند و هم بخندد.
خُلق او زیر این سراپرده
رحمها کرده زخمها خورده
هوش مصنوعی: خُلق او تحت این پوشش، با محبت و مهربانی زخمها و آسیبهایی را متحمل شده است.
سالها پیش چرخ با ندمی
ناگواریده خورد جانش همی
هوش مصنوعی: سالها پیش، به واسطه یک نفس ناگوار، چرخ زندگی دچار تغییراتی شد و روحش آسیب دید.
گلشکر داشت با خو از دل خود
زان نشد ایچ ناگوارش بد
هوش مصنوعی: گلشکر با دل خود آشتی داشت و از این رو هیچ چیز ناگواری نمیتواند او را آزرده کند.
خود کسی را که آن زبان دارد
ناگوارندگی زیان دارد
هوش مصنوعی: کسی که زبان بدی دارد و از آن استفاده میکند، به خود و دیگران آسیب میزند.
چون زبان از زیان خلق ببست
رفت و بر فوق فرق عرش نشست
هوش مصنوعی: زمانی که زبان از آسیب و ضرر مردم دلسرد شد، به بالا و بر فراز عرش جای گرفت.
قامتش چون خم رکوع آورد
عرش در پیش او خشوع آورد
هوش مصنوعی: قامت او به قدری زیبا و دلانگیز است که وقتی خم میشود، عرش نیز در مقابل او سر تعظیم فرود میآورد.
بتشهّد دمی چو بنشستی
کمرهِ کوهِ قاف بگسستی
هوش مصنوعی: وقتی که لحظهای درنگ میکنی و نشستهای، به راحتی میتوانی از سختیها و مشکلات عبور کنی.
بهره داده وجود را به تمام
زان لب و دیدهها به سین سلام
هوش مصنوعی: تمام وجود را با لبان و چشمانت به سلامی گرم پر و بهرهمند کن.
بوده بحری همیشه محرابش
آتش عشقِ لمیزل آبش
هوش مصنوعی: او همیشه مانند دریا است که محرابش در آتش عشق بیپایان غوطهور است.
اندر آن بیکرانه دریا بار
صدهزاران نهنگ مردمخوار
هوش مصنوعی: در آن عمیق و بیپایان دریا، بار هزاران نهنگ آدمخوار وجود دارد.
چون دم از حضرت سجود زدی
آتش اندر همه وجود زدی
هوش مصنوعی: وقتی به سجده رفتی و یاد خدا کردی، آتش عشق و شوق را در وجود همه وجود زدی.
خود جهان جملگی طفیلش بود
انس و جن کمترین خیلش بود
هوش مصنوعی: تمام جهان به نوعی وابسته به اوست و حتی انسانها و جنها نیز در مقایسه با او، در شمار اندکی هستند.
ماه راهش خسوف نپذیرد
شمس شرعش کسوف نپذیرد
هوش مصنوعی: ماه هرگز به تیرهگی نمیگراید و شمس هرگز نمیگذارد که چیزی بر اساس قوانینش محو شود.
برتر از فرش و عرش قدرش بود
قمهٔ عرش زیر صدرش بود
هوش مصنوعی: قدرت و ارزش او فراتر از زمین و آسمان است و حتی عرش نیز زیر سر او قرار دارد.
در ره مصطفی نژندی نیست
برتر از قدر او بلندی نیست
هوش مصنوعی: در مسیر محبت پیامبر، هیچ انسانی برتر از او نیست و هیچ چیزی بالاتر از مقام او وجود ندارد.
در ره او همه صعود بود
درگه او سرشت عود بود
هوش مصنوعی: در مسیر او، تنها بالا رفتن و ترقی وجود دارد و محل او، مانند درخت عود، دارای ویژگیهای خاص و ارزشمندی است.
تا ابد نور و حور در مهدش
پای بسته بمانده در عهدش
هوش مصنوعی: این احساس وجود دارد که در بهشت و در کنار نعمتهای جاودانی مانند نور و حوریها، او همچنان در آرامش و سکون باقی مانده و به عهد و پیمانی که بسته است وفادار مانده است.
گر گشایند چنبرِ افلاک
شرع او را از آن نیاید باک
هوش مصنوعی: اگر درهای آسمان را هم بگشایند، او از آن نخواهد ترسید.
اسب گردون بمانده از آورد
مفرش شرع او نگیرد گرد
هوش مصنوعی: اسب چابکی که در میدان نبرد از خود نشان داده، دیگر از شریعت و قوانین آن پیروی نخواهد کرد.
نفسی کز هوای عشقش خاست
طاقت آن نفس ز خلق کراست
هوش مصنوعی: نفسی که به خاطر عشق او به وجود آمده، طاقت و قدرت آن نفس از چه کسی است که بتواند آن را تحمل کند؟
شود از تفّ آن نفس چو نمود
موج دریا چو آتش نمرود
هوش مصنوعی: زمانی که نفس انسانی با دل و احساسات عمیق و سوزان همراه باشد، همانند جریانی دریا یا آتش در درونش، میتواند به شدت تأثیرگذار و شعلهور شود.
راه پیدا بود پر از آکفت
راه او جز نهفته نتوان رفت
هوش مصنوعی: راه مشخصی که باید طی شود، پر از خطر و موانع است و کسی نمیتواند بدون شناخت و آگاهی از آن عبور کند.
از پی جان آن سرِ سادات
اشتر بارکش بداده زکات
هوش مصنوعی: به دنبال سلامتی و جان آن سرور و بزرگ سادات، حیوان بارکش را برای پرداخت زکات آماده کردهاند.
ای دریغا که در جهان سخن
سر در انگشت میکشد ناخن
هوش مصنوعی: افسوس که در این دنیا، حرفها و نشانهها به گونهای غیر عادی و گیج کننده به ذهن میآید.