برگردان به زبان ساده
شب معراج چون به حضرت رفت
با هزاران جلال و عزّت رفت
هوش مصنوعی: در شب معراج، حضرت با شکوه و عظمت فراوان به آسمانها صعود کرد.
چون به رفرف رسید روح امین
جُست فرقت ز مصطفای گزین
هوش مصنوعی: وقتی به جایی خاص و باارزش رسید، روح پاک و مطمئن از جدایی از پیامبر انتخابشده احساس نزدیکی و دلغششی کرد.
جبرئیل از مقام معلومش
باز گشت و بماند محرومش
هوش مصنوعی: جبرئیل از جایگاه مشخص خود بازگشت و از چیزی که باید بهرهمند میشد، محروم ماند.
گفت شاها کنون تو خود بخرام
که مرا بیش از این نماند مقام
هوش مصنوعی: پادشاه، اکنون تو خود باید حرکت کنی، زیرا دیگر برای من جای ماندن نیست.
پیش از این گر بیایم انگشتی
یا بر این روی آورم پشتی
هوش مصنوعی: اگر قبل از این بیایم، انگشت اشارهای وجود دارد یا بر این سمت، میتوانم پشتی تکیه دهم.
همچو انگشت سوخته سر و پشت
گرددم پا و پنجه و انگشت
هوش مصنوعی: همانطور که انگشت سوخته است، من هم تمام وجودم را دچار درد و رنج کردهام و به نوعی درگیر مشکلات و سختیهایم.
جبرئیل این سخن روایت کرد
با ملائک همین حکایت کرد
هوش مصنوعی: جبرئیل این کلام را نقل کرد و همین داستان را برای فرشتگان نیز بیان کرد.
گفت نز عجز بازگشتم من
یا بگرد نیاز گشتم من
هوش مصنوعی: گفت که من به حالت ناتوانی برنگشتم یا برای طلب و خواستهام به جستجو پرداختم.
مصطفی را صفا و قرب کرام
بر درِ ذوالجلال و الاکرام
هوش مصنوعی: مصطفی در نزد خداوند متعال و محترم، دارای مقام و منزلتی ویژه و مورد احترام است.
چون ز کونین به در نهاد قدم
حدثان را بماند و ماند قدم
هوش مصنوعی: زمانی که قدم از عالم وجود بیرون گذاشت، وقایع و تجارب گذشته باقی ماند و آن قدم همچنان به جا ماند.
تا سفر بود در حدث ما را
مشکلش بود در عبث ما را
هوش مصنوعی: تا زمانی که سفر وجود داشت، در جریان ما مسائلی پیش میآمد که حل آنها برای ما دشوار بود و باعث اتلاف وقت ما میشد.
سائل او بود و من ورا مسؤول
هر دو همواره حامل و محمول
هوش مصنوعی: سوالی که از او پرسیده میشود، به عهده من است و هر دو نفر همواره در حال رفت و آمد و تعامل با یکدیگر هستیم.
او ز من حالها همی پرسید
من همی شرح دادم آنچه بدید
هوش مصنوعی: او از من حال و روزم را میپرسید و من هم آنچه را که دیدهام برایش توضیح میدادم.
چون قدم بر نهاد بر کونین
مر مرا گشت دوخته عینین
هوش مصنوعی: زمانی که او پا بر زمین گذاشت، تمام وجودم به او مشغول شد و به او خیره شدم.
گفتم ار زین سپس سؤال کند
هرچه گوید مرا زوال کند
هوش مصنوعی: گفتم اگر بعد از این سؤال کند، هر چه بگوید موجب فساد و نابودی من خواهد شد.
حدثان را جواب آسان بود
لیک جان از قدم هراسان بود
هوش مصنوعی: جواب سادهای برای مشکلات بود، اما دل از قدمها میترسید.
بیخبر بودم از حدیث قدم
گشت ما را ضعیف پر و قدم
هوش مصنوعی: من از داستان و پیوند قدمهایمان بیخبر بودم که باعث شده است ما ضعیف و کمقدرت شویم.
بیش از آنم نماند تاب جواب
گشت از آن حال و کار من در تاب
هوش مصنوعی: من دیگر تحمل پاسخ دادن به این وضعیت و کارها را ندارم؛ بیش از این نمیتوانم ادامه دهم.
او برفت و بدید آنچه بدید
گفت با حق سخن جواب شنید
هوش مصنوعی: او رفت و چیزی را که باید میدید، مشاهده کرد و پس از آن با خداوند سخن گفت و پاسخ دریافت کرد.
من ز نادیده و ندانسته
باز ماندم شدم زبان بسته
هوش مصنوعی: من به خاطر نادانی و نادیده گرفتن مسائل، در سکوت و بینهایت محدودیت باقی ماندم.
بیش از آن مر مرا مجال نماند
حدثان را زبان قال نماند
هوش مصنوعی: مقام و موقعیت من دیگر به حدی نرسیده که بتوانم بیشتر از این صحبت کنم و حوادثی که رخ داده، دیگر زبان گفتن ندارند.
زین سبب قاصر آمدم زان راه
که نبودم ز حال راه آگاه
هوش مصنوعی: به همین دلیل نتوانستم به آن راه بروم، چون از وضعیت آن مسیر اطلاعات کافی نداشتم.
مر مرا تا به خلق راه نمود
چون گذشتم ز خلق راه نبود
هوش مصنوعی: من را تا زمانیکه مردم را دیدم و با آنها مواجه شدم، راهی نشان دادی، ولی وقتی از آنها گذشتم، دیگر راهی وجود نداشت.
زان مقامی که من بماندم پس
نرسد هیچ وهم و خاطر کس
هوش مصنوعی: از آن جایگاهی که من در آن قرار دارم، هیچ فکر و یادآوری از هیچکس نمیتواند به آن برسد.
چون گه رفتنش فراز آمد
به سوی حضرتش نیاز آمد
هوش مصنوعی: وقتی زمان رفتن او رسید، انسان به سوی حضرتش نیاز و درخواست میکند.
طوطی جانش چون قفس بشکست
رفت و بر فرق جبرئیل نشست
هوش مصنوعی: طوطی جان وقتی از قفس آزادی یافت، به آسمان پرواز کرد و در بالای جبرئیل نشست.
زانکه در پیش داشت راه نهفت
زان همی الرفیق الاعلی گفت
هوش مصنوعی: به دلیل اینکه در اینجا راه مخفیای وجود داشت، به همین خاطر به رفیق برتر اشاره کرد.
بود مشتاق حضرت خلوت
سیر بود از سرای پر آفت
هوش مصنوعی: در دلش شوق و longing به جایی دارد که آرامش و سکوت وجود دارد، اما در عین حال، از محیط شلوغ و پر سر و صدا دور است.
جان دین بر پرید جسمی ماند
معنی شرع رفت و اسمی ماند
هوش مصنوعی: روح ایمان پرواز کرد، اما تنها جسمی باقی ماند. اصول دین و معانی واقعی رخت بربستند و تنها نامهایی از آنها باقی ماند.
چون بپرداخت شخص نورانی
جسم او باز شد به جسمانی
هوش مصنوعی: وقتی که فردی با نور و پاکی خود به دیگران کمک میکند و اثر مثبتی بر روی آنها میگذارد، در واقع در وجود آنها تغییر و تحولی ایجاد میشود که به آنها امکان میدهد به صورت واقعی و عینی خود را نمایان کنند.
جسم در راه پر خلل کوشد
اسم در قسم لم یزل کوشد
هوش مصنوعی: بدن در مسیر دشوار تلاش میکند، در حالی که نام همیشه و به طور مداوم کوشش میکند.
هرکجا او شراب دین پالود
پسر بوقحافه قحفش بود
هوش مصنوعی: هرجا که او به حقیقت و جذبههای معنوی رسیده، پسر بوقحافه هم در آنجا حضور دارد.
جان او با دلش به علّیّین
تن او با تنش رفیق و قرین
هوش مصنوعی: روح او با دلش در دست خداوند است و بدنی که دارد، همراه و همدم اوست.
روز و شب سال و ماه در همه کار
ثانی اثنین اذ هما فیالغار
هوش مصنوعی: روز و شب، سال و ماه، در تمام کارها و امور، تنها دو لحظه و دو قطعه از زمان در کنار هم هستند.
بوده خود با رسول پیش از پیک
صدق صدیق را سلام علیک
هوش مصنوعی: من پیش از اینکه پیامبر راستگو خبر بیاورد، به خود آن حضرت سلام کردم.