برگردان به زبان ساده
زحلش زیر پای کرده نثار
همّت و ذهن و حفظ و فکر و وقار
هوش مصنوعی: زحل را در زیر پای خود قرار داده و این را نشانه تلاش و ذهن قوی، حفظ آرامش و وقار خود میداند.
مشتری جانش را سپرده عطا
صدق و عدل و صلاح و دین و وفا
هوش مصنوعی: شخصی جان خود را به دست صفات نیک چون صداقت، عدالت، خوبی، دیانت و وفاداری سپرده است.
داده مریخش از برای خطر
مجد و اقدام و عزم و زور و ظفر
هوش مصنوعی: افراد با تلاش و اراده قوی میتوانند به موفقیتهای بزرگ دست یابند و در برابر چالشها مقاومت کنند.
شمس پیشش کشیده بهر جمال
نعمت و رفعت و بها و جلال
هوش مصنوعی: شمس به خاطر زیبایی، نعمت، بلندایی، ارزش و شکوه خود مورد توجه و محبت قرار گرفته است.
زهره بر وی نشانده از پی نور
زینت و خلق و ظرف و ذوق و سرور
هوش مصنوعی: زهره زیبایی و نیکی را بر او نمایان کرده تا جلوهای از نور، زیبایی، خلق و خوی خوب، طعم دلنشین و شادی را به تصویر بکشد.
برده پیشش عُطارد از معلوم
فطنت و حلم و رای و نطق و علوم
هوش مصنوعی: این جمله بیان میکند که شخصی به خاطر دانش و ویژگیهای اخلاقی و رفتاری خود، به اندازهای برجسته است که حتی ستاره عطارد نیز در برابر او خاضع و تسلیم شده است. او از نظر فطرت، صبوری، تفکر، بیان و علم، در سطحی از فضلیت و برتری قرار دارد که دیگران را تحت تأثیر قرار میدهد.
کرده بر وی نثار جرم قمر
سرعت و نشو و لطف و زینت و فر
هوش مصنوعی: بر او نثار کردهاند گناه ماه را به خاطر تندرفتاری، رشد، زیبایی و زینت.
آمده با هزار عزّ و مراد
بر سر چارسوی کون و فساد
هوش مصنوعی: او با شکوه و هدفی بزرگ به همه جوانب و گوشههای دنیا آمده است و در پی تغییر در وضعیت فساد و ناپاکیها است.
در جهان خدای دزدیده
ماه نو دین به روی او دیده
هوش مصنوعی: در جهان، خدایی وجود دارد که مانند ماه نو پنهان است و دین او در چهرهاش نمایان است.
لاجرم در جهان کن مکنش
شده نیک از جمال او سکنش
هوش مصنوعی: بنابراین، در دنیا باید از خوبیهای او غافل نشوی، چرا که زیبایی او در قلبها جا دارد.
برگرفته به فضل بییاران
کله از تارک وفاداران
هوش مصنوعی: با یاری و فضل خدا، بدون نیاز به دوستان و یاران، از برتری و مقام بلند وفاداران برخوردار شدهام.
همه را در طرب طلب کرده
پس به مازاغشان ادب کرده
هوش مصنوعی: همه را در خوشحالی و شادی جستجو کرده و سپس به خاطر آنها توانستهایم به آرامش و ادب برسیم.
بوده یاران او ز روم و حبش
با صهیب و بلال عیشش خوش
هوش مصنوعی: دوستان او از سرزمینهای روم و حبشه آمدهاند و او با صهیب و بلال خوش میگذرانده است.
بوده اصحاب صفّه یارانش
همچو ابری که عفو بارانش
هوش مصنوعی: دوستان و یاران او مانند ابری هستند که باران رحمتش را بر زمین میبارد.
جان فدا کرده بهر یزدان را
اهد قومی بگفته نادان را
هوش مصنوعی: جان خود را فدای خدا کردهام، و این را به خاطر قوم و ملتی گفتهام که نادان هستند.
در فنا راعی رمه شده او
او همه گشته تا همه شده او
هوش مصنوعی: در غیبت و عدم، نگهدارندهی گوسفند تنها شده و همه چیز برای او به ناپدیدی رسیده است.
وآن چهاری که پیش خوان بودند
مغز و دل دیدگان و جان بودند
هوش مصنوعی: در آن زمان، چهار چیز اساسی وجود داشتند که در حین خواندن و شنیدن، مغز، دل، چشمها و روح انسان را در بر میگرفتند.
هریکی زان چهار چون مردان
اندرین ساحت و درین میدان
هوش مصنوعی: هر یک از آن چهار نفر مانند مردان در این مکان و در این میدان حضور دارند.
مغز را صدق داده دل را عدل
دیده را شرم داده جان را بذل
هوش مصنوعی: ذهن را به راستگویی ترغیب کرده، قلب را به انصاف و عدل هدایت نموده، نگاه را به حیا و شرم واداشته و جان را به بخشش و فداکاری تشویق کرده است.
دل و چشمش ز راه نتف و نتف
خَلق و خُلقش ز بهر عز و شرف
هوش مصنوعی: دل و چشمان او از راه محبت و عشق به دیگران بهرهمند است، و صفات و شخصیت او به خاطر مقام و احترام اوست.
نیک را خود نکرده هرگز رد
وآنچه بد را نیامده زو بد
هوش مصنوعی: خوبیها هرگز بدون دلیل رد نمیشوند و بدیها نیز از آنکه بد است، نیامدهاند.
نَفَسِ شرکِ دوستان دربست
قفسِ جان دشمنان بشکست
هوش مصنوعی: تنفس و هوای شرک و نفاقی که از سوی دوستان میآید، قفس و محدودیت جان دشمنان را بهراحتی میشکند.
آن نفس با صفا چو درهم شد
آن قفس هیزم جهنم شد
هوش مصنوعی: وقتی آن نفس پاک و زیبا در هم میآمیزد، آن قفس به هیزم برای آتش جهنم تبدیل میشود.
طاق در مهر بیتناهی او
طوق داران پادشاهی او
هوش مصنوعی: ستونهای آفتاب او نهتنها زیبا هستند، بلکه نشانهای از قدرت و عظمت سلطنت او نیز به شمار میروند.
طوق دارانش از نبی و ولی
متمسّک به عروة الوثقی
هوش مصنوعی: پیروان او از پیامبر و ولی خود بهرهمند شدهاند و به ریسمان محکم و استوار ایمان چنگ زدهاند.
جمله یارانش جان فدا کردند
لفظ او روز و شب غذا کرده
هوش مصنوعی: تمام یارانش جانشان را فدای او کردند و کلمات او را در طول روز و شب همچون غذایی که نیاز دارند، در خود جذب کرده و به آن پرداختند.
جاه او هم رکاب علّیّین
دین او هم عنان یومالدّین
هوش مصنوعی: عظمت او همراه اهل مقام و رفعت است و دین او نیز با روز جزا و حساب و کتاب پیوند خورده است.
در اُحد با اَحد یکی بوده
ورچه یارانش اندکی بوده
هوش مصنوعی: در جنگ احد، با وجود اینکه افراد کمی در کنار او بودند، او همچنان به وحدت و یکپارچگی ایمان داشت و در کنار یارانش استقامت کرد.
گوهر از زخم سنگ بدروزی
یافت از ساز جان او سوزی
هوش مصنوعی: گوهر در اثر برخورد با سنگ به دست میآید و سوز درون جان او نیز از سختیها و آسیبهای زندگی ناشی میشود.
لب و دندان او پر از خون شد
اشک چشمش چو موج جیحون شد
هوش مصنوعی: لب و دندان او خون آلود شد و اشک چشمانش مانند موجی بزرگ و خروشان به راه افتاد.
اهد قومی در آن میان گفته
در کنارش عقیق ناسفته
هوش مصنوعی: در آنجا، قوم من به گفتگو نشستهاند و در کنارشان، عقیقی خام و ناپخته وجود دارد.
خواجه ابلیس نعره زن بر کوه
کاینت فتحی بزرگ و کار شکوه
هوش مصنوعی: شیطان با صدای بلند در کوه فخر و عظمت خود، از پیروزی بزرگش میگوید و بر کار شکوهمندش میبالد.
کشته شد نقطهٔ امید و امل
روی یاران به پشت گشت بدل
هوش مصنوعی: امید و آرزوها که مثل یک نقطه روشن در زندگی ما بود، از بین رفت و حالا دیگر هیچ چیز مثل قبل نیست و دوستان هم به جای همراهی، به نوعی دلسرد و ناامید شدهاند.
هند هودج نهاده بر سرِ کوه
کافران پیش او گروه گروه
هوش مصنوعی: هند در حالتی مجلل و با شکوهداری، بر فراز کوه نشسته است و گروههای زیادی از کافران در پیش او قرار دارند.
بانگ میکرد کین نه از غدرست
بلکه این کار کینهٔ بدرست
هوش مصنوعی: صدای ناله میگوید که این کار از روی خیانت نیست، بلکه این عمل بر اساس نفرت و کینهای واقعی انجام شده است.
دستِ احمد بریده شک را پی
سر حربهاش بریده جان اُبی
هوش مصنوعی: دست احمد برای از بین بردن شک و تردیدش قطع شده است و او مانند ابی، جانش را برای آنچه که به آن اعتقاد دارد، فدای جنگ میکند.
زو چو شد جان او فزون ز اتش
جان جبرئیل نعره از دل خوش
هوش مصنوعی: هنگامی که جان او از آتش عشق بیشتر شد، جبرئیل از دل شادمانش فریاد زد.
زانکه میدید نصرت از درگاه
از پی فتح آن سپهر سپاه
هوش مصنوعی: چون میدید که یاری و پیروزی از جانب خداست و به خاطر به دست آوردن پیروزی بر آن سپاه آسمانی آمدهاست.
نعرهٔ کافران بر اوج شده
نحر هریک چو بحر و موج شده
هوش مصنوعی: صدای کافران به اوج رسیده و هر یک از آنها مثل دریا و موج به شدت به هم میکوبند.
که فگندیم سرو را از پای
سرو بستان فروز شرع آرای
هوش مصنوعی: ما با زیبایی و سادگی به درخت سرو در باغ، جلوهای خاص بخشیدیم.
مثله افگنده حمزه در میدان
همچو هفتاد زان جوان مردان
هوش مصنوعی: حمزه در میدان مانند هفتاد جوانمرد به دشمنان ضربه میزند و آنها را به زمین میزند.
مجد او آسمان جان مَلَک
شرفش پاسبان بام فلک
هوش مصنوعی: عظمت او به اندازهای است که آسمان جان ملائک به احترام او مراقب اوست و در کنار خود به او افتخار میکند.
ماه بود آن اما طارم قاب
پیش روی از جلال بسته نقاب
هوش مصنوعی: آنچه در مقابل ما بود، جلوهای از زیبایی و شکوه ماه بود که بهخاطر طراوت و صفای خود، نقابی از زیبایی بر چهرهاش کشیده بود.
که بدیدنش آشکار و نهان
دیدهٔ سعد و سینهٔ سلمان
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که کسی یا چیزی که دیدن آن هم برای چشم و هم برای دل آشکار است و همه میتوانند آن را ببینند و درک کنند، حتی کسانی مانند سعد و سلمان که خودشان هم از لحاظ بینش و فهم، فرهیختگان هستند.
باز بودند عیب را عیبه
صخر و بوجهل و شیبه و عتبه
هوش مصنوعی: عیبها و نقصها به مانند درزهای سنگ و شکافهای آن هستند که همیشه قابل مشاهدهاند و نمیتوان آنها را پنهان کرد.
زان همه کور و بیبصر ماندند
کاندرین راه مختصر ماندند
هوش مصنوعی: به خاطر آنکه به دنبال راحتی و آسانی بودند، همه نابینا و بیخبر از حقایق باقی ماندند، چرا که در این مسیر، تنها به دنبال کوتاهترین راه بودند.
کرد بر روی کشتگان نیاز
در دروازهٔ قیامت باز
هوش مصنوعی: در روز قیامت، درخواست و نیازمندیها بر روی افرادی که جان خود را در راه حق از دست دادهاند، مطرح میشود.
از درون و برون به لفظ و بیان
بسته بر دیو ده دریچهٔ جان
هوش مصنوعی: از درون و بیرون انسان، سخن و گفتار به دروازهای برای ورود به روح او تبدیل شده است.
بوده در بندگی و خار و رای
سرو آزاد جویبار خدای
هوش مصنوعی: در خدمت و بندگی خداوند، مانند سرو آزادی که در حاشیه جویبار با سربلندی و خرمی رشد میکند.
چشم دین روشن از بقایش بود
نور خورشید از آن لقایش بود
هوش مصنوعی: چشم دل با وجود روحانیاش روشن است، همانطور که نور خورشید از تابش خود به وجود میآید.
بدل خون ز بهر سرِّ یقین
دین روان کرده در یکاد و یبین
هوش مصنوعی: به خاطر حقیقت دین، خون خود را به ذلت درآوردهام و در یک لحظه به آن دست یافتهام.
ماه بود آن سپهر فرخنده
که خور از روی او زند خنده
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر تصویر زیبایی از آسمان است که ماه را به عنوان نماد خوشبختی و شادی معرفی میکند. ماه به گونهای در آسمان میدرخشد که گویی خورشید از نور و جلوه آن خندان و شاداب میشود. این تصویر نشاندهنده هماهنگی و زیبایی در طبیعت است.
خندهٔ مه ز قرص خور باشد
خور مه جامه مختصر باشد
هوش مصنوعی: خندهٔ ماه شبیه نور خورشید است و ماه به مانند شخصی است که لباسش بسیار ساده و مختصر است.
کرده از بهر طفل بیفرمان
مادر طبع را سیه پستان
هوش مصنوعی: مادر به خاطر فرزند نافرمانش، دلش را به سختی میفشارد و از خود سختی میکشد.
وز خرد سوی جان زیرک و غمر
مرگ را دوست روی کرده چو عمر
هوش مصنوعی: از دانایی و عقل میرویم به سوی روح زنده و ناب؛ چونکه مرگ را با چهرهای زیبا دوست میداریم، انگار که در زندگی با آن روبرو هستیم.
چون درخت بهار لطف قدم
آبش و تازگیش کرده بهم
هوش مصنوعی: به خاطر نعمت باران بهاری و طراوتی که به آن بخشیده، درختان به شکوفایی و سرسبزی دست یافتهاند.
شمع بود آن همای فرخنده
از درون سوز و از برون خنده
هوش مصنوعی: همای خوشبختی چون شمعی است که از درون میسوزد و از بیرون خندهاش پدیدار است.