برگردان به زبان ساده
صبحدمان مست برآمد ز کوی
زلف پژولیده و ناشسته روی
هوش مصنوعی: صبح زود، مستی به سراغم آمد و از خیابان زلفهای درهم و چهرهی ناپاک محبوبم گذشتم.
زآن رخ ناشستهٔ چون آفتاب
صبح ز تشویر همی کند روی
هوش مصنوعی: چهرهای که مانند آفتاب صبح درخشانی دارد، از شدت زیبایی و تأثیرش بر دلها، به روشنی میتابد و همه را تحت تأثیر قرار میدهد.
از پی نظارهٔ آن شوخچشم
شوی جدا گشته ز زن، زن ز شوی
هوش مصنوعی: به دنبال دیدن آن فرد جذاب، از زن و زندگی خانوادگیات دور شدهای.
بوسه همی رفت چو باران ز لب
در طرب و خنده و درهای و هوی
هوش مصنوعی: بوسه مانند باران به لبها میرسید، در حالی که شادی و خنده در فضا جاری بود و حال و هوای خوشایندی بر همه حاکم بود.
بهر غذای دل از آن وقت باز
بوسه چنانست لبم گرد کوی
هوش مصنوعی: به خاطر دل خوشیام، از آن زمان به بعد، لبهایم مانند بوسهای در گرداگرد کوی محبوب میچرخند.
ریخت همی آب شب و آب روز
آتش رویش به شکنهای موی
هوش مصنوعی: آب شب و روز به آرامی میریزد و آتش زیبایی او در لابهلای موهایش خودنمایی میکند.
همچو سنایی ز دو رویان عصر
روی بگردان که نیابیش روی
هوش مصنوعی: همچون سنایی، از دو رویا و دوعمقی که در این زمان وجود دارد، روی خود را برگردان، زیرا دیگر این زیبایی را نخواهی دید.