برگردان به زبان ساده
این چه رنگست برین گونه که آمیختهای
این چه شورست که ناگاه برانگیختهای
هوش مصنوعی: این چه رنگ و حالتی است که بر چهرهات دیده میشود و چه حس و انگیزهای است که به ناگهان در درونت ایجاد شده است؟
خوابم از دیده شده غایب و دیگر به چه صبر
تا تو غایب شدهای از من و بگریختهای
هوش مصنوعی: خوابم از چشمانم دور شده و دیگر چگونه میتوانم صبر کنم وقتی تو از من دوری و رفتهای؟
رخ زردم به گلی ماند نایافته آب
کابرویم همه از روی فرو ریختهای
هوش مصنوعی: چهرهام مانند گلی است که پژمرده و بیآب شده است، و همه این حال و روزم به خاطر این است که از روی محبت و زیباییات افتادهام.
چو فسون دانم کردن چه حیل دانم ساخت
تا بدانم که تو در دام که آویختهای
هوش مصنوعی: من میدانم که چگونه جادو و فریب بسازم، اما نمیدانم چطور بفهمم که تو در دام چه چیزی گرفتار شدهای.
پس برآمیخت ندانم به جهان جز با تو
که تو شمشاد به گلبرگ برآمیختهای
هوش مصنوعی: تنها با تو میتوانم به زندگی ادامه دهم، چرا که تو همچون شمشادی هستی که با گلبرگها آمیخته شدهای و زیبایی تو در هارمونی با طبیعت تبلور یافته است.