برگردان به زبان ساده
ای مسلمانان مرا در عشق آن بت غیرتست
عشقبازی نیست کاین خود حیرت اندر حیرتست
هوش مصنوعی: ای مسلمانان، عشق به آن معشوق زیبا اینقدر عمیق و پرشور است که نمیتوان آن را تنها به بازی و تفریح محدود کرد؛ این عشق خود، گمگشتگی و شگفتیهای بیشماری به همراه دارد.
عشق، دریای محیط و آب دریا آتشست
موجها آید که گویی کوههای ظلمتست
هوش مصنوعی: عشق همچون دریایی وسیع و عمیق است، اما در آن آب، آتش نهفته است. امواجی که برمیخیزند، شبیه کوههایی از تاریکی به نظر میرسند.
در میان لجهاش سیصد نهنگ داوری
بر کران ساحلش صد اژدهای هیبتست
هوش مصنوعی: در دریاهای وسیع او، سیصد نهنگ وجود دارند و در کنار ساحلش، صد اژدهای ترسناک دیده میشود.
کشتیش از اندهان و لنگرش از صابری
بادبانش رو نهاده سوی باد آفتست
هوش مصنوعی: او را از اندوه و ناراحتی زنده کرده و با صبرش به او قوت و قدرت داده است، در حالی که بادبانش به سمت بادهایی پر طوفان معطوف است.
مر مرا بیمن در آن دریای ژرف انداخته
بر مثال رادمردی کَش لباس خلتست
هوش مصنوعی: مرا بدون خودم در آن دریای عمیق افکندهاند، شبیه به رادمردی که لباس مبدل به تن دارد.
مرده بودم، غرقه گشتم، ای عجب زنده شدم
گوهری آمد به دستم کَش دو گیتی قیمتست
مرده بودم و غرق شدم شگفتا زنده شدم؛ گوهری بهچنگ آوردم که از هر دو دنیا باارزشتر است.