برگردان به زبان ساده
تا شیفتهٔ عارض گلرنگ فلانم
از درد خمیده چو سر چنگ فلانم
هوش مصنوعی: من به خاطر زیبایی چهره کسی دل باختهام و از این عشق، مانند یک ساز خمیده شدهام.
تنگست جهان بر من بیچارهٔ غمگین
تا عاشق چشم و دهن تنگ فلانم
هوش مصنوعی: دنیا برای من که غمگین و بیچارهام، تنگ و کوچک شده است، زیرا عاشق کسی هستم که از ویژگیهایش، چشم و دهنش را تنگ میبیند.
گه جنگ کند با من و گه صلح کند باز
من فتنه بر آن صلح و بر آن جنگ فلانم
هوش مصنوعی: گاهی با من میجنگد و گاهی صلح میکند، اما من همیشه در آن صلح و جنگ، انگیختهای هستم که بحران ایجاد میکند.
بسیار بدیدم به جهان سنگدلان را
عاجز شدهٔ آن دل چون سنگ فلانم
هوش مصنوعی: در زندگی، افراد زیادی را دیدم که دلهای سنگی و بیاحساس دارند و این دلهای سفت و سرد، در برابر عشق و احساسات عاجز و ناتوان شدهاند.
گنگست زبانش به گه گفتن لیکن
من شیفتهٔ آن سخن گنگ فلانم
هوش مصنوعی: زبان او به قدری گیج و مبهم است که حتی در بیان حرفهایش هم مشکل دارد، اما من همچنان به آن سخنان نامفهوم و گیجکننده علاقهمندم.
قولش همه زرقست به نزدیک سنایی
من بندهٔ زراقی و نیرنگ فلانم
هوش مصنوعی: او در سخنانش فقط وعدههای فریبنده میدهد و در نزد سنایی به او میگویم که من تحت تأثیر رنگها و نیرنگها دوام میآورم.