برگردان به زبان ساده
باز در دام بلای تو فتادیم ای پسر
بر سر کویت خروشان ایستادیم ای پسر
هوش مصنوعی: ما دوباره در دام مشکلات تو گرفتار شدیم، ای پسر. در جلوی خانهات با هیجان و اشتیاق ایستادهایم، ای پسر.
زلف تو دام است و خالت دانه و ما ناگهان
بر امید دانه در دام اوفتادیم ای پسر
هوش مصنوعی: موهای تو همچون دام است و خال صورتت مانند دانهای است که ناگهان به امید آن دانه در دام تو گرفتار شدیم، ای پسر.
گاه با چشم و دل پر آتش و آب ای نگار
گاه با فرق و دو لب بر خاک و بادیم ای پسر
هوش مصنوعی: گاهی با چشمی پر از عشق و دلی پر از احساس، ای محبوب، و گاهی با مو و لبهایی که بر خاک و در کنار بادند، ای پسر.
تا دل ما شد اسیر عقرب زلفین تو
همچو عقرب دستها بر سر نهادیم ای پسر
هوش مصنوعی: وقتی دل ما به زلفهای پیچیده تو گرفتار شد، مانند عقربهایی که بر سر میگذارند، دستهایمان را بر سر گذاشتیم ای پسر.
از هوس بر حلقهٔ زلفین تو بستیم دل
تا ز غم بر رخ ز دیده خون گشادیم ای پسر
هوش مصنوعی: دل خود را به خاطر میل و اشتیاق به موهای مجنونوار تو سپردیم، تا از غم و اندوهی که بر چهرهام نشسته، اشکهایم بر روی صورتام بریزد، ای پسر.