شمارهٔ ۱
سنایی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱
احسنت و زه ای نگار زیبا
آراسته آمدی بر ما
امروز به جای تو کسم نیست
کز تو به خودم نماند پروا
بگشای کمر پیاله بِستان
آراسته کن تو مجلس ما
تا کی کمر و کلاه و موزه؟
تا کی سفر و نشاطِ صحرا؟
امروز زمانه خوش گذاریم
بِدْرود کنیم دی و فردا
من طاقت هجر تو ندارم
با تو چه کنم به جز مدارا؟
شمارهٔ ۲: جمالت کرد جانا هست ما را
اطلاعات
وزن:
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
ویکیدرج
تعداد ابیات:
6
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
احسنت و زه ای نگار زیبا
آراسته آمدی بر ما
هوش مصنوعی: خوش آمدی ای معشوق زیبا، که با زیبایی خود بر ما جلوهگری کردی.
امروز به جای تو کسم نیست
کز تو به خودم نماند پروا
هوش مصنوعی: امروز هیچکس به خاطر تو نیست که من به خاطر او بر خودم لطمه بزنم.
بگشای کمر پیاله بِستان
آراسته کن تو مجلس ما
هوش مصنوعی: پیاله را باز کن و آماده کن، تا در مجلس ما شادمانی و زیبایی ایجاد شود.
تا کی کمر و کلاه و موزه؟
تا کی سفر و نشاطِ صحرا؟
هوش مصنوعی: تا کی باید درگیر ظواهر و آراستگی باشیم و کجا میخواهیم به سفر و خوشگذرانی ادامه دهیم؟
امروز زمانه خوش گذاریم
بِدْرود کنیم دی و فردا
هوش مصنوعی: امروز با خوشی و شادی وقت خود را سپری میکنیم، پس بیایید از دیروز و فردا خداحافظی کنیم.
من طاقت هجر تو ندارم
با تو چه کنم به جز مدارا؟
هوش مصنوعی: من نمیتوانم دوری تو را تحمل کنم، چه کاری میتوانم بکنم جز اینکه با آرامش رفتار کنم؟