برگردان به زبان ساده
امروز بُوَد وقتِ عزایِ علی اکبر
سوزد دلِ عالم ز برایِ علی اکبر
هوش مصنوعی: امروز زمان عزاداری برای علیاکبر است و دل تمام دنیا به خاطر او سوخته و غمگین است.
هر کس که شدی طالبِ دیدارِ پیمبر
میکرد تماشایِ لقایِ علی اکبر
هوش مصنوعی: هر کسی که خواهان دیدار پیامبر (ص) بود، باید به تماشای روی علیاکبر (ع) میپرداخت.
گردید مُهیایِ خزان، گلشنِ ایجاد
از داغِ قدِ سروِ رسایِ علی اکبر
هوش مصنوعی: به زودی فصل خزان برای گلستان وجود آماده میشود و این به دلیل اثر عمیق و داغی است که از قد سروی به نام علیاکبر بر جا مانده است.
تا شامِ غم، از کربوبلا بر سرِ نی بود
جایِ سرِ از جسم جدایِ علی اکبر
هوش مصنوعی: تا وقتی که غم کربلا بر سر نی قرار دارد، سر علی اکبر از جسمش جدا نخواهد شد.
چون جان به فدایِ شهِ لبتشنه نمودند
جانِ همه عالم به فدایِ علی اکبر!
هوش مصنوعی: وقتی جان خود را برای شه تقدیم کردند و در حالی که تشنه بودند، همه موجودات به خاطر علی اکبر جانشان را فدای او کردند.
آگاه کسی نیست ز داغِ دلِ لیلی
در کون و مکان، غیرِ خدایِ علی اکبر
هوش مصنوعی: هیچکس از درد دل لیلی در این جهان و مکان آگاه نیست، جز خداوند علی اکبر.
در کربوبلا کاش «ذبیحِالله» بودی
تا هدیه کند جان به منایِ علیاکبر
هوش مصنوعی: کاش در محشر و دشواریها، تو هم مانند حضرت ابراهیم (ذبیح الله) بودی تا جان خود را به خاطر منِ علی اکبر، هدیه میکردی.
ذراتِ دو عالم همه یکجا شده حیران
از دوستی و عهد و وفایِ علیاکبر
هوش مصنوعی: تمام موجودات عالم در شگفتی و حیرت از دوستی و وفاداری علی اکبر جمع شدهاند.
در راهِ پدر داد سر و سَرورِ دین شد
احسنت ز صدق و ز صفایِ علیاکبر
هوش مصنوعی: در مسیر پدر، علی اکبر جانش را فدای دین کرد و این عمل او به خاطر صدق و پاکیاش ستودنی و شایسته تحسین است.
امیدِ شهان در صفِ محشر همه این است
سازند مکان زیرِ لوایِ علیاکبر
هوش مصنوعی: امید شاهان در روز رستاخیز این است که مکانی برای خود بسازند زیر پرچم علی اکبر.
همخوابهٔ قبرِ پسرِ فاطمه گردید
شد قبرِ حسین، قبلهنمایِ علیاکبر
هوش مصنوعی: پسر فاطمه در خاک آرام گرفت و قبر حسین به سمت قبلهای برای علی اکبر تبدیل شد.
کن گریه که تا کنجِ شبستانِ لحد را
روشن کنی از نور و ضیایِ علیاکبر
هوش مصنوعی: بخواب و بگذر، اما میخواهم که با اشکهای خود، تاریکی گور را از نور و روشنی علی اکبر پرکنم.
خونِ دلِ لیلی که شد از دیده روانه
گردید شبِ عیش، حنایِ علیاکبر
هوش مصنوعی: اشک های لیلی بر دلش جاری شد و شب جشن و شادی علی اکبر تحت تاثیر این غم قرار گرفت.
زینب به تنِ خود ز مِحَن ساخته صد چاک
پیراهنِ طاقت، چو قبایِ علیاکبر
هوش مصنوعی: زینب با تن خود از درد و مصیبت، به شکلی پر از چاک و آسیب، پیراهنی مانند لباس علی اکبر به وجود آورده است. تحمل سختیها و تلخیها او را به این حالت رسانده است.
پیوسته به سینه زند از غصه، سکینه
در «ماریه» از کربوبلایِ علیاکبر
هوش مصنوعی: غمی همیشگی در دل احساس میشود که به خاطر مصیبتهای علی اکبر جانسوز است. این غم به مانند ماری در سینه میپیچد و همیشه وجود دارد.
«صامت» نکند شاهیِ کَونَین تمنا
گردد چو سگِ کویِ گدایِ علیاکبر
هوش مصنوعی: این بیت به این مفهوم اشاره دارد که کسی که در زندگی خود به مقام و ثروت رسیده است، نمیتواند به آرزوی داشتن مقام و نعمتهای بالاتر دچار شود، همچون سگی که در کوچه یک فقیر به دنبال لقمهای نان است. به عبارتی دیگر، انسانی که در زندگی خود به آرامش و هدف خاصی نرسیده، ممکن است همواره در پی چیزهای بیشتر و بزرگتر باشد، در حالی که کسی که از حقیقت و ارزشهای واقعی آگاه است، دیگر دچار این تمناهای بیپایه نخواهد شد.