برگردان به زبان ساده
چون آلِ طاها، از جورِ ایام
گشتند وارد، در کشورِ شام
هوش مصنوعی: چون خانوادهی طاها از سختیهای زمانه رهایی یافتند و به سرزمین شام وارد شدند.
گفتا سکینه، در محضرِ عام:
«ای خلقِ بیرحم! ای قومِ بدنام!»
هوش مصنوعی: سکینه در جمع مردم گفت: ای مردم بیرحم و ای قوم بدنام.
(نحنُ سَبایا، آلِ محمد)
(جَدّی رسولٌ، فی کلِّ مشهد)
هوش مصنوعی: ما اسیران آل محمد هستیم، جد ما رسول خدا در هر جا و هر مراسمی حضور دارد.
ما عینِ قبله، اصلِ نمازیم
سلطانِ یثرب، شاهِ حجازیم
هوش مصنوعی: ما همان قبله هستیم که نماز نگه میدارد، ما پادشاه یثرب و سلطنت حجاز هستیم.
از حکمِ قرآن، ما سرفرازیم
در کشورِ دین، در مُلکِ اسلام
هوش مصنوعی: ما در کشور دین و سرزمین اسلام با افتخار از دستورات قرآن پیروی میکنیم.
(نحنُ سَبایا، آلِ محمد)
(جَدّی رسولٌ، فی کلِّ مشهد)
هوش مصنوعی: ما بندگان و اسیران اهل محمد هستیم و جد ما رسول خدا در هر مجلس و محفل حاضر است.
ما کاندر این شهر، زار و ملولیم
از محیطِ وحی، از بیتِ الهام
هوش مصنوعی: ما در این شهر احساس ناراحتی و بیحوصلگی میکنیم و از جوی که در آن هستیم رضایت نداریم، زیرا از وحی و الهام دور افتادهایم.
(نحنُ سَبایا، آلِ محمد)
(جَدّی رسولٌ، فی کلِّ مشهد)
هوش مصنوعی: ما اسیران اهل محمد هستیم، که جد ما پیامبر در هر مکانی حضور دارد.
خوش مینوازید، نای و نقاره
گردیده بر ما، گرمِ نظاره
هوش مصنوعی: شما به زیبایی ساز میزنید و ما در حال لذت بردن از تماشا هستیم.
خوش پردهٔ شرم، کردید پاره
بر آلِ یاسین، دادید دشنام!
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که پرده شرم به طور عجیبی کنار رفته و در نتیجه، افراد به فرزندان یاسین توهین میکنند. به نوعی، این شعر به آسیبپذیری و بیپروایی انسانها در مواجهه با مسائل اخلاقی و اجتماعی اشاره دارد.
(نحنُ سَبایا، آلِ محمد)
(جَدّی رسولٌ، فی کلِّ مشهد)
هوش مصنوعی: ما اسیران آل محمد هستیم، جد من رسول خدا در تمام میدانها.
با سینهٔ ریش، با قلبِ پُرغم
با سَرِ عریان، با چشمِ پُرنم
هوش مصنوعی: با دل شکسته و قلبی پر از اندوه، با سر برهنه و چشمانی پر از اشک.
ما را نمودند، سرگَردِ عالم
از کثرتِ بغض، از رویِ ابرام
هوش مصنوعی: ما را در دنیای سرگردان نشان دادند، بر اثر زیاد شدن کینه و خشم از روی اصرار.
(نحنُ سَبایا، آلِ محمد)
(جَدّی رسولٌ، فی کلِّ مشهد)
هوش مصنوعی: ما اسیران خاندان محمد هستیم؛ جد ما رسول خدا در هر عرصهای حاضر است.
روزی که قرآن، گردید نازل
بر حرمتِ ما، میبود شامل
هوش مصنوعی: روزی که قرآن بر ما نازل شد، حرمت و احترام خاصی بر ما بخشیده شد.
ما را خرابه، دادید منزل
از جایِ حرمت، از بهرِ اکرام!
هوش مصنوعی: به ما میگویید که در این خرابه زندگی کنیم، در حالی که محل اصلی شما باید به خاطر مهماننوازی ما محفوظ باشد.
(نحنُ سَبایا، آلِ محمد)
(جَدّی رسولٌ، فی کلِّ مشهد)
هوش مصنوعی: ما اسیران خانواده محمد هستیم که جد ما رسول خدا در هر مکانی حضور دارد.
آخر غریبیم، ما آلِ حیدر
در کشورِ شام، ای خلقِ کافر!
هوش مصنوعی: ما آل حیدر در سرزمین شام، همچنان غریب و بیکس هستیم، ای مردم کافر.
تا چند ما را، ریزید بر سر
خاکستر و سنگ، از پشتِ هر بام؟
هوش مصنوعی: چرا باید مدام ما را بر روی خاک و سنگ پرتاب کنید و از پشت بامها سنگ بزنید؟
(نحنُ سَبایا، آلِ محمد)
(جَدّی رسولٌ، فی کلِّ مشهد)
هوش مصنوعی: ما اسیران اهل محمد هستیم و جد ما پیامبر در هر میدان و صحنهای حاضر است.
در این ولایت، ما میهمانیم
چون طایرِ دور، از آشیانیم
هوش مصنوعی: در این سرزمین ما همچون پرندهای هستیم که از آشیانهاش دورافتاده و میهمان هستیم.
تا کی بر افلاک، شیون رسانیم
از نالهٔ صبح، از گریهٔ شام؟
هوش مصنوعی: چگونه میتوانیم تا ابد بر آسمان صداهایی از ناراحتی و فریاد ایجاد کنیم، در حالی که صبح با ناله و شام با گریه همراه است؟
(نحنُ سَبایا، آلِ محمد)
(جَدّی رسولٌ، فی کلِّ مشهد)
گردم شب و روز، در ناله چون نی
هوش مصنوعی: ما اسیران خانواده محمد هستیم، جد من پیامبر است. در هر جمع و مجلسی اگر شب و روز بر سر ناله و شیون باشیم، همچون نی میزنیم.
مانند «صامت»، شد عمرِ من طی
هوش مصنوعی: عمر من مثل یک صامت (سکوت) سپری شد.
در محنت و رنج، در حُزن و آلام
هوش مصنوعی: در سختیها و دردها، در غم و اندوه.
(نحنُ سَبایا، آلِ محمد)
(جَدّی رسولٌ، فی کلِّ مشهد)
هوش مصنوعی: ما اسیران خاندان محمد، جد من پیامبر در هر مکانی هستیم.