برگردان به زبان ساده
نیست ممکن که شود از دلی شاد، فلک
بشنود چون ز غمِ قاسمِ داماد، فلک
هوش مصنوعی: از دل هیچ فردی شادی به وجود نخواهد آمد، زیرا آسمان نمیتواند غم و اندوه قاسم داماد را بشنود.
کاش میرفت پس از، نوگلِ گلزارِ حسین
خرمنِ عشرتِ عالم همه بر باد، فلک
هوش مصنوعی: ای کاش پس از شکفتن گلهای نو، باغ حسین از بین میرفت و خوشیهای این دنیا همگی به باد میرفتند.
(از تو فریاد فلک، داد و بیداد فلک)
(زدی آتش به جهان، خانهات آباد فلک)
هوش مصنوعی: صدای فریاد آسمان بلند شده و از ظلمت و ستم تو شکایت میکند. تو با اعمالت آتش به دل جهان زدهای و خانهات را در زیر آسمان آباد کردهای.
(ز تو فریاد فلک...)
هوش مصنوعی: از تو صدای آسمان بلند است.
ساختی حجلهٔ دامادیِ او را برپا
تا کنی شاد دلِ وی به صفِ کربوبلا
هوش مصنوعی: تو برایش جشن عروسی برپا کردی تا دل او را در روزهای دشوار کربلا شاد کنی.
کُشتی او را دلِ پُرحسرت و تا روزِ جزا
وعدهٔ وصلِ عروسش ز تو افتاد، فلک
هوش مصنوعی: دل او پر از حسرت است و تا روز قیامت انتظار میکشد که به معشوق خود برسد، اما تقدیر این انتظار را به تعویق انداخته است.
(از تو فریاد فلک، داد و بیداد فلک)
(زدی آتش به جهان، خانهات آباد فلک)
هوش مصنوعی: آسمان از تو شکایت و ناله میکند و تو آتش به جهانی زدی که خانهات در آن ساخته شده است.
(ز تو فریاد فلک...)
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر تو فریاد میزنند.
دید چون مادرِ قاسم که در آن دشتِ مِحَن
قاسم از بهرِ شهادت به بدن کرده کفن
هوش مصنوعی: دیدن مادر قاسم در آن بیابان که به خاطر شهادت قاسم، بدن او را کفن کرده است.
گفت: زین گردشِ وارونه شد ای چرخِ کهن!
خانهٔ صبرِ مرا رخنه به بنیاد، فلک
هوش مصنوعی: ای چرخ کهن، به خاطر این دوران معکوس که به وجود آوردهای، صبر من را در بنیاد عالم دچار مشکل کردهای.
(از تو فریاد فلک، داد و بیداد فلک)
(زدی آتش به جهان، خانهات آباد فلک)
هوش مصنوعی: از تو صدای فریاد و ناله آسمان بلند شده است و به واسطه تو آتش به جهانی که خانهات در آن است زدهای. آسمان در این وضعیت سرشار از شور و هیجان است.
(ز تو فریاد فلک...)
هوش مصنوعی: از تو صدای آسمان به گوش میرسد.
قاسم افتاد به سَر چون هوسِ میدانش
فاطمه زین سخن افتاد شرر بر جانش
هوش مصنوعی: قاسم به میدان رفت و به خاطر عشق به فاطمه، از دلش شعلهای از احساس برانگیخته شد.
کان عروسی که ز خون گشت حنابَندانش
دیگر از عشرتِ دنیا نکند یاد، فلک
هوش مصنوعی: عروسی که به دلیل خونریزی و مصیبت به حنابندانش (مراسم عروسیاش) پایان داده، دیگر هیچگاه از شادیها و لذایتهای دنیوی یاد نخواهد کرد.
(از تو فریاد فلک، داد و بیداد فلک)
(زدی آتش به جهان، خانهات آباد فلک)
هوش مصنوعی: از تو صدای ناله آسمان بلند شده و به خاطر تو، آتش به جهانی که خانهات در آن است افکندم.
(ز تو فریاد فلک...)
هوش مصنوعی: به خاطر تو، آسمان به درد و فریاد آمده است.
گشت تا منزلِ قاسم به سرِ حجلهٔ خاک
جگرِ «صامتِ» افسرده ز غم شد صد چاک
هوش مصنوعی: وقتی به خانه قاسم رسید، دلش به خاطر غم و اندوه مانند خاکی افسرده و پارهپاره شد.
در دلِ خاک شود زین غمِ عظمیٰ چو هلاک
افکند زلزله در عالمِ ایجاد، فلک
هوش مصنوعی: به خاطر این درد بزرگ، دل زمین غرق در خاموشی میشود، همچنان که زلزلهای همهچیز را در جهان نابود میکند.
(از تو فریاد فلک، داد و بیداد فلک)
(زدی آتش به جهان، خانهات آباد فلک)
هوش مصنوعی: آسمان از تو فریاد میزند و به زمین خبر میدهد، آتش به جهان انداختی و خانهات را در آسمان آباد کردی.
(ز تو فریاد فلک...)
هوش مصنوعی: صدای آسمان به خاطر تو بلند شده است.