برگردان به زبان ساده
جان به قربانِ وفایت، یا حبیبِ بِن مظاهر!
با سَرِ از تن جدایت، یا حبیب بن مظاهر!
هوش مصنوعی: عشق و وفای تو برای من به اندازهای ارزشمند است که جانم را برای آن فدای تو میکنم. ای عزیز، حتی اگر قرار باشد با سر خود از تنم جدا شوم، این را برای تو انجام میدهم.
از سعادت، سر به پایِ سبطِ پیغمبر نهادی
سر فدایِ خاکِ پایت، یا حبیب بن مظاهر!
هوش مصنوعی: ای حبیببن مظاهر، تو از خوشبختی و سعادت، سر خود را در پای سبط پیامبر نهادی و جان خود را فدای خاک پای او کردی.
طینتِ خاکِ تو را حق، چون ز علّیین سرشته
لالهٔ توحید را در گلشنِ قلبِ تو کِشته
هوش مصنوعی: خاک وجود تو به دست حق آفریده شده و از همان ابتدا ذاتی الهی دارد. در قلب تو گل زیبای توحید به مثابه لالهای پرورش یافته است.
نامِ نیکویِ تو را در دفترِ ایمان نوشته
ساخت از اهلِ ولایت، یا حبیب بن مظاهر!
هوش مصنوعی: در دفتری که به ایمان تعلق دارد، نام خوب تو را بر اساس محبت به ولایت و علاقه به حبیببن مظاهر ثبت کردند.
چون سرت عهدِ الستِ کبریا را در گرو شد
در مقامِ امتحان، چون اختلافِ نوبهنو شد
هوش مصنوعی: زمانی که سر تو در عهد و پیمان بزرگ الهی قرار گرفت، در مقام آزمایش و امتحان قرار گرفتی و چون امور دچار تغییر و دگرگونی شد، تو نیز دچار آزمون گشتی.
«طُرُقوا»گویان ز کوفه، پیکِ هر دل پیشرو شد
بُرد سویِ کربلایت، یا حبیب بن مظاهر!
هوش مصنوعی: مانند پیکهایی از کوفه، خبرنگاران به سمت کربلا حرکت کردند و دلهایشان به سمت حبیببن مظاهر، دوست وفادار امام حسین (ع) روانه شد.
خواستی اندر وطن سازی محاسن را خضابی
در دلت پیدا شد از شورِ حسینی انقلابی
هوش مصنوعی: اگر بخواهی در وطن خود زیباییها را بسازی، در دلت شور و شوق حسینی به وجود میآید که به تحول و انقلابی درونی منجر میشود.
در زمینِ کربلا کردی ز یکرنگی شتابی
تا ز خون گردد حنایت، یا حبیب بن مظاهر!
هوش مصنوعی: در زمین کربلا، تو با نیت پاک و صداقت خود، شتابزده عمل کردی تا بر اثر خون شهیدان، وفاداری و شجاعتت به خوبی نمایان شود، همانگونه که حبیب بن مظاهر در وفاداری و شجاعتش نمونهای از این صفتها بود.
بر هوایِ نفس، کردی شوقِ جانبازی فزونی
خویش را وارسته بنمودی ز دونی و زبونی
هوش مصنوعی: در پی خواستههای نفسانی، علاقه به فداکاری و ایثار افزایش مییابد و خود را از دنیای پست و حقیر آزاد کردی.
کرد آخر، تیرِ معشوق کمال، ابروی خونی
کُشته با خونِ خدایت، یا حبیب بن مظاهر!
هوش مصنوعی: معشوق با چشمان کشیده و ابروان زیبا، همچون تیر بر دل عاشق اثری عمیق میگذارد و او را به شدت مجروح میکند، گویی به خون خود آغشته شده است، ای دوست یا کسی که به جانبازی شهرت داری.
باروَر گشتی به ظلِ رأفتِ نخلِ امامت
گشت خاکِ تربتت مصداقِ اعجازِ کرامت
هوش مصنوعی: تو در سایه لطف و رحمت امام به ثمر نشستهای و خاک مزار تو نماد بارز کرامت و شگفتی است.
بأبی أنتم؛ سؤالِ روز و شب، پس تا قیامت
از گدا و پادشاهت، یا حبیب بن مظاهر!
هوش مصنوعی: شما در روز و شب و در برابر زوال آنها قرار دارید و تا قیامت از گدا تا پادشاه در جنب شما هستید، ای دوست محبوب.
شوقِ دربانی به درگاهِ حسینت بود بر سر
لِلَّهُالحمد این سعادت شد برایِ تو مُیَسر
هوش مصنوعی: عشق و اشتیاقی عمیق به وجود امام حسین داشتم و این باعث شد که با شکرگزاری از خداوند، به این سعادت بزرگ دست یابم.
کامران گردیدی اندر بذلِ جان، تا روزِ محشر
گشت دردِ تو دوایت، یا حبیب بن مظاهر!
هوش مصنوعی: اگر کامران را دیدی که برای دلسوزی و کمک به تو جان خود را فدای میکند، بدان که درد و بیماریات تا روز محشر هم به یادگار خواهد ماند و درمان تو فقط یاد و محبت حبیببن مظاهر است.
چون تو بودی حافظِ قرآن، از آن رو شد به دوران
چون سَرِ تو با حسین، بر نوکِ نی چون مِهرِ رخشان
هوش مصنوعی: چون تو حافظ قرآن هستی، در نتیجه در زمان خود به مقام والایی رسیدی، مانند این که سر تو با حسین بر نوک نیزه قرار گرفته و چهرهات مثل ماه درخشان است.
رأسِ شاهِ کربلا بر نی چو «صامت» چشمگریان
خواند قرآن از برایت، یا حبیب بن مظاهر!
هوش مصنوعی: سر امام حسین بر تیرک، در حالتی ساکت و خاموش، قرآن را برای تو، ای حبیببن مظاهر، میخواند و اشکی از چشمانش سرازیر است.