برگردان به زبان ساده
چون به صفِ کربوبلا، بختِ وهب یار شد
آمد و یارِ پسرِ احمدِ مختار شد
هوش مصنوعی: وقتی به صحنه کربلا رسید، شانس و اقبال همراهش بود و در آنجا به یاری پسر احمد مختار شتافت.
آخرِ کارِ پسرِ دخترِ خیرُالانام
با پسرِ سعدِ لعین، بسته به پیکار شد
هوش مصنوعی: در نهایت، پسری از خانواده خیر و نیکی با پسری از خانوادهای بد و ناپسند درگیر جنگ و مبارزه شد.
(چرخ پیِ ابتلا، کوفت به کوسِ بلا)
(ابرِ بلا خیمه زد، بر سرِ کربوبلا)
هوش مصنوعی: چرخ روزگار به ما سختیها و مشکلاتی را تحمیل کرد و بلا و مصیبت نیز مانند ابری بر سر کربلا سایه افکنده است.
گریهکنان مادرِ زارِ وهبِ شیردل
رو به وهب کرد که: ای غیرتِ سروِ چِگِل!
هوش مصنوعی: مادر با گریه و اندوه به وهب، که مردی دلیر و شجاع است، رو کرد و گفت: ای پسرم، من به تو افتخار میکنم و تو را به خاطر غیرت و شجاعتت میستایم.
هستی اگر طالبِ برهمزدنِ آب و گِل
خیز که هنگامِ تجلایِ رخِ یار شد
هوش مصنوعی: اگر وجود خواهان درهمشکستن شکلها و قالبهای مادی باشد، باید منتظر بماند تا زمانی که زیبایی محبوب رخ بنماید.
(چرخ پیِ ابتلا، کوفت به کوسِ بلا)
(ابرِ بلا خیمه زد، بر سرِ کربوبلا)
هوش مصنوعی: چرخ روزگار با مشکلات و سختیها به ما ضربه میزند و مصیبتها مانند ابری سیاه بر سر کربلا و بلا مستقر شدهاند.
شمعِ رخِ دوست به پروانه شرر میزند
بر جگرِ پیر و جوان، تیرِ نظر میزند
هوش مصنوعی: شمع زیبایی چهره محبوب باعث میشود که پروانه، شوق و عشق خود را ابراز کند و این تأثیر نه تنها بر جوانان بلکه بر افراد پیر نیز حس میشود. نگاه معشوق مانند تیر است که به دلها فرود میآید.
خیز که معشوقِ ازل، حلقه به در میزند
موسمِ افروختنِ طلعتِ دلدار شد
هوش مصنوعی: بپا خیز که محبوب ابدی در را میزند، وقت آن رسیده که زیبایی دلبر را روشن کنیم.
(چرخ پیِ ابتلا، کوفت به کوسِ بلا)
(ابرِ بلا خیمه زد، بر سرِ کربوبلا)
هوش مصنوعی: چرخ حوادث و سرنوشت به صدا درآمد و مشکلات و بلاها بر فراز کربلا سایه افکندند و آنجا را تحت تأثیر خود قرار دادند.
گر به تمنایِ حیاتِ ابدی مایلی
در همه حالی ندهد دست، چنین محفلی
هوش مصنوعی: اگر به دنبال زندگی جاودانه هستی، در هیچ شرایطی نباید به اینگونه مجامع و محافل وابسته شوی و به آنها امید ببندی.
قافله افتاده به ره، خفته تو در منزلی؟
سبطِ رسولِ عربی، قافلهسالار شد
هوش مصنوعی: کاروانی به راه افتاده و تو در منزل خوابیدهای. نسب کسی که قافله سالار است، به پیامبر عربی برمیگردد.
(چرخ پیِ ابتلا، کوفت به کوسِ بلا)
(ابرِ بلا خیمه زد، بر سرِ کربوبلا)
هوش مصنوعی: چرخ تقدیر با مشکلات به صدا درآمد و مشکلات بهسان ابر بر سر میدان کربلا سایه افکندند.
خیز و ره عشق به اربابِ هوس تنگ کن
پنجه ز خون، در نظرِ خونِ خدا رنگ کن
هوش مصنوعی: بخیز و به دنبال عشق برو، آن را به باروری هوس نزدیک کن و با خون خود، رنگ خدا را در نگاهت بیفزا.
رو به رکابِ پسرِ شیرِ خدا جنگ کن
چونکه حسین بن علی، بیکس و بییار شد
هوش مصنوعی: بر سوارکاری پسر شیر خدا رو که بجنگید، زیرا حسین بن علی بدون یار و یاور ماند.
(چرخ پیِ ابتلا، کوفت به کوسِ بلا)
(ابرِ بلا خیمه زد، بر سرِ کربوبلا)
هوش مصنوعی: چرخ ناسپاسی و سرنوشت سختیها و مشکلات را بر فراز کربلا آویزان کرده است. در اینجا به وضوح نشان داده میشود که بلا و مصیبت به سرزمین کربلا آمده و بر آن سایه افکنده است.
رو بفکن بر زِبَرِ قصرِ سعادت کمند
مادرِ خود را به برِ فاطمه کن سربلند
هوش مصنوعی: به چهرهات نگاه کن و آرزوی خوشبختی را در زندگیات جستجو کن، پیوند محبت و خیرخواهی مادر خود را با فاطمه به یاد بیاور و در زندگیات سر بلند و سربلند باش.
بر فُرُسِ همتِ خود، زینِ سعادت ببند
وقتِ جدا ساختنِ یار ز اغیار شد
هوش مصنوعی: با تمام توان و ارادهات، به دنبال این سعادت برو و زمانی را برای جدا کردن محبوب از دیگران اختصاص بده.
(چرخ پیِ ابتلا، کوفت به کوسِ بلا)
(ابرِ بلا خیمه زد، بر سرِ کربوبلا)
هوش مصنوعی: چرخ تقدیر با مشکلاتی که به وجود آورد، صدای بلندی را به گوش رساند و باران مصیبت بر سر کربلا نازل شد.
جوهرِ مردانگی امروز نماید ظهور
زن سرپایی به عروس و به نشاط و سرور
هوش مصنوعی: امروز ویژگیهای مردانگی در زنانی که با نشاط و شادی همچون عروسها ظاهر میشوند، به وضوح دیده میشود.
گر به جَنان طالبی و راغبِ حور و قصور
جنتِ تو کربوبلا، «تحتِها الانهار» شد
هوش مصنوعی: اگر بهشت را میخواهی و به زندگی خوشی و نعمتهای آن دل خوش کردهای، بدان که برای رسیدن به آن، باید از سختیها و مشکلات عبور کنی. جایی که درختان و آبهای بهشتی در زیر آن قرار دارند، ابتدا باید از مراحل طاقتفرسا و دشواریها بگذری.
(چرخ پیِ ابتلا، کوفت به کوسِ بلا)
(ابرِ بلا خیمه زد، بر سرِ کربوبلا)
هوش مصنوعی: سرنوشت سخت و تلخی در کربلا بر فراز آن منطقه سایه افکنده و بلا و مصیبت سنگینی بر دل مردم آنجا وارد کرده است.
کرد وهب نزدِ شهِ تشنهلبان سر قدم
ساخت طلب رخصتِ میدان ز امامِ امم
هوش مصنوعی: وهب، برای درخواست اجازه ورود به میدان جنگ، با سر تشنه به نزد امام امم رفت و از او خواست که به او اجازه دهد.
زد به یکی حمله، صفِ لشکرِ عدوان به هم
تیغِ کَفَش، برقِ تَنِ لشکرِ کفار شد
هوش مصنوعی: در این بیت، اشاره به یک حمله ناگهانی و قوی از سوی لشکر دشمن شده است. نیرومندی و شدت این حمله به قدری است که گویا تیغهای سلاحها مانند برقی درخشنده بر تن دشمن افتاده و ترس و وحشت را ایجاد کردهاند. این تصویر به توصیف صحنهای از جنگ و نبرد و تأثیر آن بر روحیه جنگجویان میپردازد.
(چرخ پیِ ابتلا، کوفت به کوسِ بلا)
(ابرِ بلا خیمه زد، بر سرِ کربوبلا)
هوش مصنوعی: چرخ حوادث و تقدیر با صدای دردناک خود بر سر کربلا سایه انداخته و محنت و بلا را بر این سرزمین مستولی کرده است.
مورصفت لشکرِ کفار به جوش آمدند
پیلدمان را پیِ کشتن به خروش آمدند
هوش مصنوعی: لشگری از مورهای کوچک، به همت و همدلی، به جنبش درآمدند و به سمت فیل بزرگی که آماده کشتن بود، با صدای بلند حمله کردند.
جمله پیِ قتلِ سلیمان چو وحوش آمدند
روز به چشمِ وهب آخر چو شبِ تار شد
هوش مصنوعی: همه به سوی قتل سلیمان مانند حیوانات وحشی هجوم آوردند، و روز زمانی که به چشم وهب رسید، آخر شب تاریکی فرارسید.
(چرخ پیِ ابتلا، کوفت به کوسِ بلا)
(ابرِ بلا خیمه زد، بر سرِ کربوبلا)
هوش مصنوعی: سرنوشت سخت و مصیبتهای فراوان بر کربلا فرود آمد و به شدت بر این سرزمین سایه افکند.
عاقبت از اوجِ شهادت چو هما پَر نهاد
حنجرِ خود را ز وفا، بر دَمِ خنجر نهاد
هوش مصنوعی: در نهایت، پس از رسیدن به اوج شهادت مانند پرندهای به نام هما، گلوی خود را در معرض خطر قرار دادم و خنجر را از دامان خود بیرون کشیدم.
در ره سودایِ حسین بن علی، سر نهاد
بر سرِ وی خسروِ بیيار و مددکار شد
هوش مصنوعی: در مسیر آرزوی حسین بن علی، شاهی که بدون هیچ یاری و حمایتی به او نزدیک شد.
(چرخ پیِ ابتلا، کوفت به کوسِ بلا)
(ابرِ بلا خیمه زد، بر سرِ کربوبلا)
هوش مصنوعی: دوران سرنوشت و ناملایمات به زندگی ما ضربه زده و مصیبتها به ما آسیب میزنند، مانند ابرهایی که بر سر سرزمین عاشورا سایه افکندهاند.
از مددِ بختِ بلندِ وهبِ نوجوان
کرد نظر بر رخِ زیبایِ حسین، داد جان
هوش مصنوعی: با کمک شانس و سرنوشت خوب، وهب جوان به چهره زیبا و دلربای حسین نگاه کرد.
گشت شهِ تشنهلبان را به زمین چون مکان
شمر روان بر سرِ آن سَروَرِ ابرار شد
هوش مصنوعی: مردی که به مقام سلطنت رسیده، با تشنگی و عطش، به سرزمینی سفر میکند که به گونهای روحانی و پر از برکت به نظر میرسد و در آن جا به مقام بزرگانی خطاب میشود که در نزد خداوند جایگاه ویژهای دارند.
(چرخ پیِ ابتلا، کوفت به کوسِ بلا)
(ابرِ بلا خیمه زد، بر سرِ کربوبلا)
هوش مصنوعی: در اینجا میگوید که آن چرخ گردش روزگار، با آوای مصیبت به شدت به ما ضربه زده و در نتیجه، بلای بزرگی مانند یک ابر، بر سر زمین کربلا سایه انداخته و سنگینی خود را بر این سرزمین قرار داده است.
تا کُنَد از تن، سرِ مِهرافسرِ او را جدا
جا به سرِ سینهٔ وی کرد سگِ بیحیا
هوش مصنوعی: تا زمانی که عشق و محبت او را از او جدا کند، سنگی بیحیا جایگزین احساساتش در درون او شد.
تشنه جدا کرد سرِ سبطِ نبی از قفا
«صامت» از این مرحله، از چشم گهربار شد
هوش مصنوعی: تشنه باعث شد که سر نوه پیامبر را از پشت قطع کنند و از این واقعه، نگاه او به حیات و عالم معنا تبدیل به نگاهی پر از زیبایی و روشنی شد.
(چرخ پیِ ابتلا، کوفت به کوسِ بلا)
(ابرِ بلا خیمه زد، بر سرِ کربوبلا)
هوش مصنوعی: سرنوشت شوم و سختیها به سختی بر سر ما فرود آمد و موانع و مشکلات به شکل یک سایه بزرگ، بر کربلا سایه افکندهاند.