برگردان به زبان ساده
پیش از آنی که محبت به جهان باب نبود
دل ما بود که آسوده از این باب نبود
هوش مصنوعی: قبل از اینکه عشق و محبت به دنیا رایج شود، دل ما هرگز از این موضوع آرامش نداشت.
شده پرخون اگر از نام جدایی چه کنم
تاب زین بیش دگر بر دل بیتاب نبود
هوش مصنوعی: اگر از نام جدایی قلبم به شدت زخمی شده باشد، چه کاری از دستم برمیآید؟ دیگر تحمل درد و رنج بیشتر را ندارم.
نظر حسرت ما کرد دل خنجر آب
ورنه تقصیر ز بیرحمی قصاب نبود
هوش مصنوعی: اگر دل با حسرت به ما نگاه نمیکرد، ما از خنجرهای آبی رنج نمیبردیم، و این بیرحمی قصاب هم به گردن ما نبود.
رقصکردن بدم تیر میخواست دلم
ورنه اسباب طرب این همه نایاب نبود
هوش مصنوعی: رقصیدن برای من جذابیت نداشت و تنها چیزی که میخواستم دل خوشی بود، در غیر این صورت چیزهایی که برای خوشحالی لازم است، به راحتی پیدا نمیشدند.
سحر چشم سهمیت کرد گران خواب او را
اینقدر بخت من غمزده در خواب نبود
هوش مصنوعی: در صبح، چشمان تو خواب عمیق مرا بر هم زد، اما بخت من آنقدر بدشانس بود که در این خواب خوش نبود.
ما که با دست تهی پشت به دنیا کردیم
لازم این همه زینب و اسباب نبود
هوش مصنوعی: ما که با دست خالی و بیهیچ امکاناتی از دنیا روی برگرداندیم، دیگر نیازی به این همه زینتآلات و تجهیزات نبود.
(صامتا) در بر من ذوق عجیبی دارد
این غزل گرچه پسندیده احباب نبود
هوش مصنوعی: این غزل برای من احساسی خاص و دلنشین دارد، هر چند که مورد توجه دوستان قرار نگرفته است.