برگردان به زبان ساده
کنون کافتاد دور حسین با این زلف و چوگانها
سر ما و به راه عشق بودن گوی میدانها
هوش مصنوعی: اکنون که دور حسین افتاده، با زلف و چوگانهایش، سر ما در دست عشق است و در میدان عشق به بازی مشغولیم.
درین درگه محرم مزن بهر گشایش دم
که اینجا بس شهان را سر شکست از چوب دربانها
هوش مصنوعی: در این مکان مقدس بیهوده درخواست نکن، زیرا اینجا بسیاری از پادشاهان به خاطر دربانها و عدم پذیرش آنها دچار ناامیدی شدهاند.
از این دریای پهناور به زودی رخت بیرون بر
که عمری بایدت سر کوفت بر سنگ بیابانها
هوش مصنوعی: به زودی از این دریای وسیع بیرون بیا، زیرا باید مدت زیادی را در سختی و ناامیدی سپری کنی.
مرو در طور ای موسی بیا در کوی مشتاقان
بسی انوار طالع بین از این چاک گریبانها
هوش مصنوعی: ای موسی، به کوه نرو و اینجا در میان مشتاقان بیا. نورهای فراوانی که از سرنوشت روشن حکایت دارد، از این چاکهای گریبانها نمایان است.
گذشت آن عهد نوح و قصه دریا و طوفانش
که او یک بار طوفان دید ما هر لحظه طوفانها
هوش مصنوعی: دیگر زمان ماجراهای نوح و طوفانش گذشت. او یک بار طوفان را تجربه کرد، اما ما در هر لحظه با طوفانها مواجه هستیم.
نسیم صبحگاهی کن گذر ز آنجا که میدانی
بگو ای دوستان آخر چه شد آن عهد و پیمانها
هوش مصنوعی: باد صبحگاهی از آنجا عبور کن که میدانی و به دوستان بگو که بالاخره چه شد آن وعدهها و توافقها.
شما ساکن به گلشنها و ما سرگرم گلخنها
ز (صامت) هم به یاد آرید در طرف گلستانها
هوش مصنوعی: شما در باغها و گلستانها زندگی میکنید، در حالی که ما در کورهخانهها مشغول به کار هستیم. به یاد بیاورید که از صامت هم در جانب باغها و گلهای زیبا یاد کنید.