برگردان به زبان ساده
سپهرا من از شادیت غارغم
مرا چون توانی که غمگین کنی
هوش مصنوعی: ای آسمان، من از خوشحالیات در غم هستم. چگونه میتوانی مرا غمگین کنی؟
ندارم ز تو هیچ امید و بیم
اگر مهر وزری و گر کین کنی
هوش مصنوعی: من نه به دوستیات امیدی دارم و نه از دشمنیات میترسم، چه اگر با محبت به من برخورد کنی و چه اگر با کینه، برایم تفاوتی ندارد.
نه میخم که بندم به پیشت کمر
بدان تا مرا کام شیرین کنی
هوش مصنوعی: من مانند میخی نیستم که به خاطر تو خودم را به زحمت بیندازم و زندگیام را محدود کنم، بلکه برعکس، از تو میخواهم که با محبت و توجهات به من لذت و شادی ببخشی.
نه نرگس که آرم به تو سر فرو
بدان تا مرا تاج زرین کنی
هوش مصنوعی: نه تنها به خاطر زیباییات به تو نزدیک میشوم، بلکه میخواهم که با محبتت مرا محترم و ارزنده کنی.
اگر خانهام را چو ایران خویش
به خشت زر و نقره تزیین کنی
هوش مصنوعی: اگر خانهام را مانند ایران خودم با طلا و نقره زینت دهی،
ز بدرم اگر چار بالش نهی
ز شکل هلالم اگر زین کنی
هوش مصنوعی: اگر بالشتی از خواب راحت برایم فراهم کنی، من مانند هلال ماه زیبا میشوم.
نخواهم به پیش تو گردن نهاد
اگر طوقم از عقد پروین کنی
هوش مصنوعی: من هرگز سرم را در برابر تو خم نخواهم کرد، حتی اگر زینت و مقامم را از تو بگیرم.
نمیارزدم این تنعم بدان
که در آخرم خشت بالین کنی
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه در نهایت باید روی سنگ سردی بخوابم، این همه رفاه و نعمت برایم ارزش ندارد.