برگردان به زبان ساده
مرحبا ای آصف جم قدر کیوان رفعتم
کز سم اسب به مژگان گرد ره بزدودمی
هوش مصنوعی: سلام بر تو ای آصف جم، به راستی که تو کیانی و درخشان هستی. تو با چشمانت مانند سم اسب، راه های دشوار را می زدای و به آسانی بر میداری.
بر جگر نگذاشت چرخم آب گونه دیده را
تا زدی آب رهت سقاییش فرمودمی
هوش مصنوعی: چرخ زمان نتوانست اشکهایم را نگه دارد، تا اینکه برایت به یاد آب دادن از حوض، معصومانه دعا کردم.
آفتابی سوی مغرب رفته و باز آمده
کاشکی من سایه وار اندر رکابت بودمی
هوش مصنوعی: خورشید به سمت غرب رفته و دوباره برگشته است. ای کاش من همچون سایهای کنار تو بودم.
من سر و پایی ندارم گر سرم بودی و پا
زین بشارت پای کوبان بر فلک سر سودمی
هوش مصنوعی: من نه سر دارم و نه پا، اما اگر سر و پایم را داشتم، از خوشحالی بر فراز آسمانها میرقصیدم و شادیام را فریاد میکردم.
عزم استقبال کردم گشت مانع درد پا
گر سرم کردی مدد کی درد پا بستودمی
هوش مصنوعی: من تصمیم گرفتم که به استقبال بروم، اما درد پا مانع من شد. اگر تو کمکم کنی، میتوانم این درد را فراموش کنم.
هست درد پا و در سر نیست سامانی مرا
گر سرم بودی به ره این ره به سر پیمودمی
هوش مصنوعی: درد و رنجی که در پاهایم حس میکنم، در سرم آرامشی وجود ندارد. اگر تنها سرم سالم بود، میتوانستم این مسیر را تا انتها بدون مشکل طی کنم.
ملک میگوید که ظلت کاش بودی جاودان
بر سر من تا منت در سایه میآسود می
هوش مصنوعی: ملک آرزو میکند که سایهاش همیشه بر سر او باشد تا در آرامش و آسایش از لطافت و محبت او بهرهمند شود.