برگردان به زبان ساده
صورت لطف الهی شرف ملت و دین
معدن خلق حسن مظهر حق شاه حسین
هوش مصنوعی: چهره زیبای خداوندی، مقام و شخصیت ملت و دین است، او معدن زیباییها و نمایانگر حقیقت، شاه حسین میباشد.
شاه پرویز لقا خسرو جم قدر که هست
دل و دستش به همه مذهب و کیشی بحرین
هوش مصنوعی: شاه پرویز، که همتا و همرتبهی خسرو جم است، دارای مقام و قدرتی است که دل و دستش، حتی در تمام مذاهب و کیشها، به بحرین میرسد.
بحر را با دل او عقب قیاسی میکرد
آن قدر بود که از قطره به دریا مابین
هوش مصنوعی: او در عمق وجودش به قدری احساسات و تفکراتش را به دریا شبیه میکرد که تفاوت میان یک قطره و اقیانوس برایش ناچیز بود.
عقل با رفعت او صرفه مه داشت نگاه
گفت کمتر ز ذراعی نبود تا شرطین
هوش مصنوعی: عقل با بالندگی و بزرگی خود، به او نگریست و گفت که او کمتر از کسی نیست که در میان دو شرط، برتری داشته باشد.
ای که بوسیدن خاک قدمت شاهان را
کرده از آب حیات است لبالب شفتین
هوش مصنوعی: ای کسی که بوسیدن خاک پایت، برای شاهان هم مانند نوشیدن آب حیات ارزشمند است و لبهایشان از شوق پر شده است.
طاعت امر تو در مذهب جباران فرض
طوق فرمان تو در گردن دین داران دین
هوش مصنوعی: عمل به دستور تو در دین زورمندان واجب است و پذیرفتن فرمان تو بر دوش افراد دیندار سنگینی میکند.
چون تن لام کند زخم سنانت تن ناف
چون دل نون شود از شرم سخایت دل عین
هوش مصنوعی: وقتی بدن به زخمهای تو دچار میشود، دل هم از شرم و ناراحتی به حالت ناتوانی و سکوت در میآید.
گفتم ای چرخ برو خاک درش روب به روی
برد انگشت سوی دیده روشن که بعین
هوش مصنوعی: گفتم ای دایرهی روزگار، برو و گرد و غبار در خانهی او را بتکان. سپس به سمت او اشاره کردم و به دیدهی روشنش نگاه کن که در واقع به حقیقت نزدیکتر است.
یرقان است ز بیم کف دستت زر را
باور ار نیستت اینک بنگر صفرت عین
هوش مصنوعی: زردی از بیم دستت مانند زر است، اگر باور نداری، حالا به صفر خود نگاه کن.
تا به نعل سم شبدیز تو یابد نسبت
هر سر ماه شود ماه سما چون سر عین
هوش مصنوعی: تا زمانی که سم شبدیز به نعلش برسد، هر ماهی نسبت به خود را پیدا میکند و ماهی به مانند سر عین میشود.
سروری از تو مزین شده چون چشم از نور
خسروی از تو منور شده چون ماه از عین
هوش مصنوعی: وجود تو مانند نوری است که بر همه چیز سایه میافکند و زیبایی و عظمت تو مانند نوری است که در چشمهای دیگران مشاهده میشود، همانطور که ماه از نور خود درخشان است.
خاطر من نکند درک ثنای تو که یم
پیش عقل است مبرهن که نگنجد در عین
هوش مصنوعی: دل من نمیتواند ستایش تو را درک کند، زیرا این موضوع به حدی روشن و واضح است که عقل هم نمیتواند آن را در خود جا دهد.
تا چو قرص ذهب مهر فتد در دم صبح
روی آفاق شود لجه درای لجین
هوش مصنوعی: وقتی که نور خورشید در صبحگاه برمیخیزد، جهان به رنگ و روشنایی در میآید و زیباییاش شبیه به دریاهای آبی و روشنی میشود.
چون بود از زر و یاقوت سری افسر را
ملک را باد چنان از گهرت زینت وزین
هوش مصنوعی: وقتی سَرپوشی از طلا و یاقوت بر سر داریم، زیبایی و زینت پادشاهی ما از نیکیهای توست.