برگردان به زبان ساده
شاعری سحر آفرینم، ساحری معجز نما
خازن گنج ممالک، مالک ملک سخن
هوش مصنوعی: من شاعری هستم که قادر به خلق زیبایی هستم و مانند جادوگران، کارهایی خارقالعاده انجام میدهم. من همچون گنجینهدار سرزمینها، صاحب فرمانروایی کلام و هنر سخن هستم.
در دریای کاندرو ز اهل کرم دیار نیست
ناگهان افتاده و درماندهام پا بست تن
هوش مصنوعی: در دریای وجودم، که پر از سخاوت و مهربانی است، ناگهان گرفتار و درمانده شدهام و احساس میکنم که در قید و بند جسم خود گیر کردهام.
یک به یک را کرده غارت بی سر و پایان شهر
تا به دستار سر و ایزار پای و پیرهن
هوش مصنوعی: شهر را یکی پس از دیگری غارت کردهاند بدون هیچ نظمی، تا جایی که همه چیز از سر تا پا و حتی لباسها نیز به یغما رفته است.
هر یکی زینها به نوعی زحمت ما میدهند
تا به کی باشد تحمل خیر سعدالدین حسن
هوش مصنوعی: هر یک از این مشکلات و دردسرها به نوعی به ما زحمت میدهد و نمیدانم تا کی میتوانم در برابر این سختیها مقاومت کنم.
منعمان شهر را گو طاقت من طاق شد
هان ببخشایید هم بر ما و هم بر خویشتن
هوش مصنوعی: از مسئولان شهر میخواهم که طاقت من به سر آمده است. پس لطفاً بر ما و بر خودتان رحم کنید.