برگردان به زبان ساده
چشم مخمور تو تا در خواب مستی خفته است
از خمار چشم مستت، عالمی، آشفته است
هوش مصنوعی: چشم زیبای تو که در خواب و بیخبر از دنیا به سر میبرد، دلهای بسیاری را از شوق و نگرانی میآفریند و باعث به هم ریختگی زندگیها شده است.
سنبلت را بس پریشان حال میبینم، مگر
باد صبح، از حال من، باوی حدیثی گفته است؟
هوش مصنوعی: من حال بینظمی سنبلت را میبینم و فکر میکنم شاید باد صبح از احوال من چیزی به او گفته است.
چشم بد دور از گل رویت، که در گلزار حسن
هرگز از روی تو نازکتر، گلی، نشکفته است
هوش مصنوعی: چشم حسد از زیبایی تو دور باد، زیرا در میان تمام گلها، هیچ گلی به زیبایی و نازکی چهره تو وجود ندارد که هنوز شکفته نشده باشد.
دیده باریک بینم، در شب تاریک هجر
بس که بر یاد لبت، درهای عدنان، سفته است
هوش مصنوعی: چشمانم که در شب تاریکی که به خاطر دوری تو دچار غم و اندوه است، هیچ نوری ندارد، با یاد لبت مثل درهایی به سوی بهشت عدن، باز میشود.
دل چو در محراب ابرو، چشم مستت دید و گفت
کافر سرمست در محراب بین، چون خفته است
هوش مصنوعی: دل به خاطر دیدن ابروی تو در مکان مقدس، چشم مست من گفت که این فرد شاد و سرمست در اینجا چرا خوابیده است.
خاک راهت، خواستم رفتن به مژگان، عقل گفت
نیست حاجت کش صبا، صدره به گیسو رفته است
هوش مصنوعی: به خاکی که در مسیر توست، خواستم با مژگانم به راه بروم، ولی عقل به من گفت که نیازی نیست. چراکه نسیم، گیسوانش را به عطر و زیبایی آراسته است.
عاقبت هم سر به جایی برکند، این خون دل
کز غم عشق تو سلمان، در درون، بنهفته است
هوش مصنوعی: سرانجام، این درد و رنجی که از عشق تو در دل دارم، روزی خود را نشان خواهد داد و به جایی خواهد رسید.