برگردان به زبان ساده
تو شمع مجلس انسی و از صفا همه رویی
سر از برای چه تابی ز ما نهان به چه رویی؟
هوش مصنوعی: تو مانند شمعی در مجلس محفل هستی و به خاطر پاکی و صفایت همه به تو توجه دارند. اما نمیدانم چرا از ما پنهان شدهای و با چه دلیلی اینجا نمیتابی؟
هزار دیده چو پروانه بر جمال تو عاشق
غلام دولت آنم که شمع مجلس اویی
هوش مصنوعی: هزار چشم مانند پروانهها به زیبایی تو عاشق هستند. من بندهای از آن دولت هستم که تو شمع روشنیبخش مجلس او هستی.
منم ز شوق ز دیوانه تا تو سلسله زلفی
شدم به بوی تو آشفته تا تو غالیه بویی
هوش مصنوعی: از شدت شوق و دیوانگیام، به خاطر تو، به زنجیر زلفات تبدیل شدم. به بوی تو، دلم آشفته و بیقرار شده است، مانند بوی خوش غالیه.
دمید گل که منم روی باغ حسن تو گفتش:
که با رخم به چه آب و کدام حسن تو رویی
هوش مصنوعی: گل در باغ حسن تو شکوفا شد و میگوید که با چه زیبایی و چه ویژگیهایی باید به تو نگاه کنم.
به گرد کوی تو گردد همیشه اشک روانم
ازو بپرس که آخر ازین حدیقه چه جویی
هوش مصنوعی: همیشه اشک من در اطراف کوی تو جاری است. از او بپرس که چه چیزی از این باغ میخواهد.
به کنه دایره روی او کجا رسی ای دل!
هزار دور چو پرگار اگر به فرق بپویی
هوش مصنوعی: ای دل، تو چطور میخواهی به عمق وجود او دست یابی؟ حتی اگر هزار دور مثل یک پرگار بچرخی و به نقاط مختلف بروی، باز هم نمیتوانی به درک کامل او برسی.
ز درد دردش اگر جرعهای رسد به تو سلمان!
ز عین کوثر و آب حیات دست بشویی
هوش مصنوعی: اگر از درد او کمی از محبتش به تو برسد، ای سلمان! مثل اینکه از چشمه کوثر و آب حیات دست میشویی و صفایت میکنی.