برگردان به زبان ساده
مکن عیب من مسکین اگر عاشق شدم جایی
سر زلف سیه دیدم در افتادم به سودایی
هوش مصنوعی: اگر عیبهای من را نگیری، به خاطر اینکه عاشق شدهام، چون وقتی موهای سیاهش را دیدم، آنقدر به شوق آمدم که دلم به هم ریخت.
چو آب آشفته میگردم به هر سو تا کجا روزی
سعادت در کنار من نشاند سرو بالایی
هوش مصنوعی: من مانند آب طوفانی هستم که در هر سمت میروم و نمیدانم تا چه زمانی خوشبختی در کنارم قرار میگیرد و رشد میکند.
ملامت گو برو شرمی بدار آخر چه میخواهی
ز جان غرقه عاجز میان موج دریایی
هوش مصنوعی: به کسی که مدام انتقاد میکند بگو که کمی شرم کند. بالاخره چه چیزی میخواهد از جان کسی که در وسط دریایی غوغا زده به شدت ناتوان و غرق میشود؟
نمیداند طبیب ای دل دوای درد عاشق را
ز من بشنو که این حکمت شنیدستم ز دانایی
هوش مصنوعی: طبیب نمیداند که درمان درد عشق چیست. اما من به تو میگویم، چون این را از فردی با دانش و آگاهی آموختهام.
طریق عشقبازان است پیش دوست جانبازی
بیا ای جان اگر داری سر و برگ تماشایی
هوش مصنوعی: راه و روش عاشقان در برابر محبوب، فداکاری واز خودگذشتی است. بیا جانم، اگر زیبا و دلربا هستی، به دیدار ما بیا.
مرا جانی و من تا کی توانم زیست دور از تو
تن مسکین من جایی و جان نازنین جایی
هوش مصنوعی: من جانم را دارم، اما تا چه زمانی میتوانم بدون تو زندگی کنم؟ بدن ضعيف و ناتوان من یک جاست و جان عزیزم در جایی دیگر.
چرا امروز کارم را به فردا میدهی وعده
پس از امروز پنداری نخواهد بود فردایی
هوش مصنوعی: چرا کار امروز را به فردا میسپاری، فکر میکنی که بعد از امروز روز دیگری نخواهد بود؟
ز زلفت دل طلب کردم مرا گفتا برو سلمان
پریشانم کجا دارم سر هر بی سر و پایی
هوش مصنوعی: من از زلف تو خواستم که دلم را به تو بسپارم، اما او گفت: ای سلمان، من خودم در حال آشفتگیام و نمیدانم سر و سامانم را کجا بگذارم.