برگردان به زبان ساده
ای مه برا شبی خوش، ناز و عتاب تا کی؟
وی گل نقاب بگشا، شرم و حجاب تا کی؟
هوش مصنوعی: ای ماه زیبا، چه مدت میخواهی با ناز و بیتوخیلی رفتار کنی؟ ای گل، پردهات را کنار بزن و شرم و حجاب را کنار بگذار.
ماییم تشنه و تو عین الحیات مایی
همچون سراب ما را دادن فریب تا کی؟
هوش مصنوعی: ما در جستجوی زندگی حقیقی هستیم و تو خود زندگی را به ما نشان میدهی، اما چرا باید همچنان به ما وعدههای پوچ بدهی که فقط ما را فریب میدهد؟
دل خواست از تو چیزی، فرمودهای که صبری
جانم رسید بر لب، صبر و شکیب تا کی؟
هوش مصنوعی: دل من خواسته که چیزی از تو بگیرد، اما تو به من گفتهای صبر کن. حالا صبر و شکیبایی من به آخر رسیده و دیگر نمیتوانم بیشتر تحمل کنم، پس تا کی باید صبر کنم؟
ای شهسوار خوبان، یکدم به من فرود آی
بردن عنان ز دستم، پا در رکاب تا کی؟
هوش مصنوعی: ای قهرمان زیبا، لحظهای به سوی من بیا و بر عذاب و بلای من پایان بده. تا کی میخواهی دلم را به انتظار نگه داری و از من دور باشی؟
در جست و جوی وصلت، ما را چو آب و آتش
گه بر فراز رفتن، گه در نشیب تا کی؟
هوش مصنوعی: در تلاش برای رسیدن به وصال و محبت تو، ما مانند آتش و آب در حال بالا و پایین رفتن هستیم. این وضعیت تا کی ادامه خواهد داشت؟
خواهند باز دیدن، یک روز هم حسابی
از بیدلان ستاندن، دل بیحساب تا کی؟
هوش مصنوعی: یک روز افرادی که بیدل و عاشق هستند، خواهان دیدار دوباره میشوند و از دلهایی که بیحساب و بیدلیل عاشق شدهاند، چیزی طلب خواهند کرد. اما تا کی این دل بیحساب میتواند تحمل کند؟
خوفم مده که سلمان، در غم تو را بسوزم
پروانه را ز آتش، دادن نهیب تا کی؟
هوش مصنوعی: ترس من این است که، مانند پروانهای که به آتش نزدیک میشود، در غم تو بسوزم. تا کی میخواهی مرا اینگونه به شوق و اشتیاق نگهداری و نگذاری که به آتش احساساتم نزدیک شوم؟