برگردان به زبان ساده
دل بر سر کوی تو نهادیم به خواری
جان در غم عشق تو بدادیم به زاری
هوش مصنوعی: دل را در جاده عشق تو به بدبختی گذاشتیم و جان را در غم عشق تو به گریه سپردیم.
دل در غم عشق تو نهادیم نه بر عمر
زیرا که مقیم است غم و عمر گذاری
هوش مصنوعی: دل را در دلتنگی عشق تو قرار دادیم، نه برای زندگی، چون غم عشق دائمی است و عمر کوتاه و گذراست.
تا چند بگریم من و تا چند بنالم
از شوق گل روی تو چون ابر بهاری؟
هوش مصنوعی: چقدر باید برای تو گریه کنم و چقدر باید از شوق تو ناله کنم، مانند ابرهای بهاری که از آسمان باران میبارند؟
من ذره ناچیز و تو خورشید دلفروز
صد مهر مرا هست و تو یک ذره نداری
هوش مصنوعی: من یک نقطه کوچک هستم و تو همچون خورشید درخشانی. من با تمام مهر و محبت به تو میفزایم، در حالی که تو حتی یک ذره از این محبت را به من نداری.
فریاد ز زلف تو که صد بار به روزی
در روز سفیدم بنماید، شب تاری
هوش مصنوعی: زلف تو چون فریادی است که در طول روز، به خاطر زیبایی و جذابیتش، میتواند تاریکی شب را برای من به نمایش بگذارد. در واقع، زیبایی زلف تو آنچنان تأثیرگذار است که مرا در طول روز به یاد شبهای تار میاندازد.
من چون به سر آرم صنما بی تو که هر شب؟
خوابم بری از چشم و خیالم بگذاری
هوش مصنوعی: وقتی که من به خواب میروم و تو در کنارم نیستی، خوابم از چشمانم دور میشود و خیال تو مرا رها نمیکند.
جان مهر لبش دارد و شرطست که جان را
سلمان به همان مهر به جانان بسپاری
هوش مصنوعی: لبان او چنان جاننوازند که شایسته است برای وصال معشوق، جان را به عشق او بسپاری.