برگردان به زبان ساده
باز میافکند آن زلف کمند افکن او
کار آشفته ما را همه در گردن او
هوش مصنوعی: زلف او مانند دام است که بر گردن ما افتاده و باعث آشفتهحالی و مشکلات ما شده است.
مکش ای باد صبا دامن گل را که نهاد
کار خود بلبل سودا زده بر دامن او
هوش مصنوعی: ای باد صبا، دامن گل را نچرخان که بیدلیل بلبل عاشق کامش به دامن گل گره خورده است.
آتش عارض او از دل ماهر دودی
که برآورد بر آمد همه پیرامن او
هوش مصنوعی: آتش زیبایی چهره او از دل ماهر دودی به وجود آمده که همه جا را فرا گرفته است.
اینکه مویی شدهام در غم آن موی میان
کاج ( کاش ) مویی شدمی همچو میان بر تن او
هوش مصنوعی: من در غم آن موی زیبا مانند موی درخت کاج به شدت احساس اندوه و درد میکنم. ای کاش من هم مانند آن مو بر روی بدن او بودم و در کنار او بودم.
چه کنم حال درون عرض که حال دل من
مینماید رخ چون آینه روشن او
هوش مصنوعی: حال درون من حالتی دارد که دل من را مانند آینهای روشن نشان میدهد. نمیدانم چه کنم.
آهن سرد چه کوبم؟ که دم آتشیم
نکند هیچ اثر در دل چون آهن او
هوش مصنوعی: من نمیتوانم آهن سرد را به هیچ شکل و با هیچ تلاشی شکل دهم، چرا که ما خود دم آتشیم و تاثیرات ما در دل او مانند تاثیری که بر آهن میگذاریم نخواهد بود.
باز بر هم زدهای زلف به هم برزدهای
که رباید دل مسکین من و مسکن او
هوش مصنوعی: دوباره زلفهای خود را بههم ریختهای، طوری که دل بیچاره من را میربایی و جایی برای او باقی نمیگذاری.
رحم کن بر دل سلمان که به تنگ آمدهاند
مردم از شیوه چشم تو و از شیون او
هوش مصنوعی: بر دل سلمان رحم کن که مردم از نگاه تو و از فریاد او به تنگ آمدهاند.