برگردان به زبان ساده
ای چین سر زلفت، ماوای دل سلمان
ماوای همه دلها، چه جای دل سلمان؟
هوش مصنوعی: زلفهای چلیپای تو، گویای آرامش دل سلمان هستند و در واقع، مکان آرامش همه دلهاست؛ پس جای قلب سلمان در میان این زیبایی و آرامش گم میشود.
گر عشق تو با سلمان، زین شیوه کند آخر
ای وای دل سلمان، ای وای دل سلمان
هوش مصنوعی: اگر عشق تو با سلمان به این روش ادامه پیدا کند، وای بر دل سلمان! وای بر دل سلمان!
با شمع رخت کانجا، پروانه جان سوزد
خود هیچ کرا باشد، پروای دل سلمان
هوش مصنوعی: با شمعی که تو در میان آنی، پروانه به خاطر عشق تو میسوزد. اما آیا کسی هست که اصلاً به دل سلمان فکر کند و به او اهمیت بدهد؟
از رود لبت ما را، هم گل شکری فرما
زیرا که ز حد بگذشت، سودای دل سلمان
هوش مصنوعی: از لبهای تو مانند رود، خواهش میکنم که همواره شیرین و دلانگیز باشی. چرا که عشق و情 تو، از حد و مرز میگذرد و دل سلمان را به شدت درگیر کرده است.
جان و خرد و دینم، بر بود لب لعلت
آن روز که میکردی، یغمای دل سلمان
هوش مصنوعی: روح و عقل و ایمانم، در آن لحظه که لبهای زیبایت را مینوشیدی، همگی در اختیار تو بود و دل سلمان را ربوده بودی.
زلفت به سر اندازی، در باخت بسی سرها
یارب سرش آویزان، در پای دل سلمان
هوش مصنوعی: تو با زلفت بر سر میکشی و سرهای بسیاری را به بازی میگیری. ای خدا، سر سلمان در عشق تو به پای افتاده و آویزان شده است.
بر هر طرفت خلقی، سرگشته چو سلمانند
لیکن تو نمیگیری، جز پای دل سلمان
هوش مصنوعی: در هر سو آدمهایی هستند که مانند سلمان مجنون وار به دور تو میچرخند، اما تو تنها دل خود را به پای او میگذاری و به غیر از آن، توجهی نمیکنی.