برگردان به زبان ساده
از سر کوی تو ما بی سر و سامان رفتیم
تشنه و مرده ز سرچشمه حیوان رفتیم
هوش مصنوعی: ما از محله تو بیمقدار و بیقرار خارج شدیم، مثل افرادی که تشنه و بیجان از منبع زندگی دور شدهاند.
ما چو یعقوب به مصر، از پی دیدار عزیز
آمدیم اینک و با کلبه احزان رفتیم
هوش مصنوعی: ما مانند یعقوب که به خاطر دیدن عزیزش به مصر رفت، به اینجا آمدیم و با قلبی پر از غم و ناراحتی از این مکان خارج شدیم.
چند گویند رقیبان به غریبان فقیر
که گدایان بروید از در ما، هان رفتیم
هوش مصنوعی: برخی از رقبای بدخواه به بیگانگان و فقیران میگویند که گدایان، از نزدیک ما دور شوند، ما دیگر رفتیم و ترک کردیم.
سالها ما به امید نظری سرگردان
بر سر کوی تو گشتیم و به پایان رفتیم
هوش مصنوعی: سالها برای دیدن نگاهی از سوی تو، بیهدف و سرگردان در حوالی خانهات گشتیم و در نهایت، به پایان زندگیمان رسیدیم.
چون مگس گر ز سر خوان تو ما را راندند
تو مپندار که ما از سر این خوان رفتیم
هوش مصنوعی: اگر مانند مگسی ما را از سفرهات دور کردند، نگو که ما از این سفره جدا شدهایم.
ما چو آب گذران در قدم سرو سهی
سر نهادیم خروشنده و گریان رفتیم
هوش مصنوعی: ما مانند آبی هستیم که در کنار درخت بلند و زیبایی قدم میزنیم، در حالی که با حسرت و اشک از گذشته، در حرکتیم.
بلبلانیم چو ما را ز بهار تو نبود
هیچ برگی و نوایی ز گلستان رفتیم
هوش مصنوعی: ما مانند بلبلانی هستیم که وقتی در بهار تو هیچ شکوفه و صدایی نمیبینیم، از باغ و گلستان میرویم.
ما نکردیم گناهی حرجی بر ما نیست
جان سپردیم به عشق تو و بیجان رفتیم
هوش مصنوعی: ما کار خطایی انجام ندادهایم و هیچ گناهی بر دوش ما نیست. ما به خاطر عشق تو جان خود را فدای کردی و به حالتی بیجان درآمدیم.
سر من رفت و نرفتم ز سر پیمانت
للهالحمد که ما با سر و پیمان رفتیم
هوش مصنوعی: من همه چیزم را فدای عهد و پیوند تو کردم، اما خوشحالم که با تمام وجود و با عشق به این پیمان وفادار ماندم.
عشق چون بیسر و پایی مرا پیش تو دید
گفت حیف است که ما بر سر سلمان رفتیم
هوش مصنوعی: عشق وقتی مرا بدون هیچ پناهگاهی و بیپشتیبانی پیش تو دید، گفت افسوس که ما برای سلمان تلاش کردیم.