برگردان به زبان ساده
تا نفس هست به یاد تو برآید نفسم
ور به غیر از تو بود، هیچکسم هیچکسم
هوش مصنوعی: تا زمانی که زندهام، همیشه به یاد تو هستم و اگر غیر از تو کسی در ذهنم باشد، برایم هیچکس ارزش ندارد.
هر کجا تیر جفای تو، من آنجا سپرم
هر کجا خوان هوای تو، من آنجا مگسم
هوش مصنوعی: هر جایی که آسیب و بیوفایی تو باشد، من همانجا از خودم دفاع میکنم. هر جا که صدای زیبای تو به گوش برسد، من در آنجا حضور دارم و گوش میدهم.
پس ازین دست من و دامن سودای شما
چند گردم پی سودای پراکنده بسم
هوش مصنوعی: بعد از این من و دامن آرزوی شما چه کار کنم، چرا که دلم به دنبال خواستههای پراکنده و بیمرز میگردد.
تو به خوبی و لطافت چو گل و آبی و من
با گل و آب برآمیخته چون خار و خسم
هوش مصنوعی: تو به نرمی و زیبایی گل و مانند آب هستی و من، با گل و آب ترکیب شدهام، مثل خاری که در کنار گل میروید.
کی بود کی که به وصلت رسم ای عمر عزیز؟
ترسم این عمر به پایان رسد و من نرسم
هوش مصنوعی: کیست که به وصالت برسم ای عمر ارزشمند؟ میترسم این عمر به پایان برسد و من به تو نرسم.
سخت بیمارم و غیر از تو هوس نیست مرا
به عیادت به سرآ تا به سر آید هوسم
هوش مصنوعی: من به شدت بیمار هستم و هیچ آرزویی جز تو ندارم. به عیادت من بیا تا این آرزو برآورده شود.
نیست در کوی توام راه خلاص از پس و پیش
چه کنم چاره ز پیش آمد و دشمن ز پسم
هوش مصنوعی: در محله تو هیچ راه نجاتی ندارم، نه از جلو و نه از پشت. نمیدانم چه باید کنم، در حالی که با مشکلاتی از جلو و دشمنانی از پشت مواجهام.
ای صبا بلبل مستم ز گلستان وصال
بویی آخر به من آور که اسیر قفسم
هوش مصنوعی: ای نسیم، ای بلبل شرابخوردهٔ من، از بوستان وصال بوی خوشی برای من بیاور که من در قفس اسیر شدهام.
کار سلمان چو نی افتاد کنون با نفسی
بر لبم نه لب و بنواز چو نی یک نفسم
هوش مصنوعی: سلمان چگونه در حال حاضر با اوج احساساتش به من نزدیک شده است؟ بر لب من نه تنها لب، بلکه نوازش کن، زیرا او یک نفس در وجودم است.