برگردان به زبان ساده
بر سر کوی دلارام، به جان میگردم
روز و شب در پی دل، گرد جهان میگردم
هوش مصنوعی: در خیابان دلنواز، مدام به عشق تو میگردم و روز و شب در جستجوی دل، در دنیا سفر میکنم.
غم دوران جهان کرد مرا پیر و چه غم
بخت اگر یار شود باز جوان میگردم
هوش مصنوعی: غم و اندوه زندگی من را پیر کرده است، اما اگر شانس با من یار شود، دوباره جوان و سرزنده خواهم شد.
دیدهام طلعت زیباش که آنی دارد
این چنین واله و مست از پی آن میگردم
هوش مصنوعی: چهره زیبا و دلربایی را دیدهام که همچنان در ذهنم نقش بسته و به خاطر آن، دیوانهوار در پیاش هستم.
تا نسیمی سر زلف تو بیابم چو صبا
شب همه شب من بیمار به جان میگردم
هوش مصنوعی: من هر شب به خاطر تو و زیباییهای زلفت، در دل و جانم بیمار و نگران هستم و تا وقتی نسیمی از زلفت بوزد، نمیتوانم آرامش پیدا کنم.
ناوک غمزه جادو به من انداز که من
پیش تیرت ز پی نام و نشان میگردم
هوش مصنوعی: به من نگاهی بینداز و با چشمان افسونگر خودم را مجذوب کن، چرا که من دنبال محبت و توجه تو هستم و برای رسیدن به آن هر کاری میکنم.
تا مگر نوش لبی چون تو به من باز خورد
چون قدح گرد لب نوش لبان میگردم
هوش مصنوعی: شاید روزی لبهای شیرینی چون تو به من برسد، آنگاه من نیز همانند جامی که دور لبهای خوشمزه میچرخد، به دور آن لبها میچرخم.
تو چو گل در تتق غنچه و من چون بلبل
گرد خرگاه تو فریاد کنان میگردم
هوش مصنوعی: تو مانند گلی درون غنچه هستی و من همچون بلبل، دور باغچهات پرندهوار میچرخم و به تو میحرفم و نغمه میزنم.
دامن از من مکش ای سرو که در پای تو من
میدهم بوسه و چون آب روان میگردم
هوش مصنوعی: ای درخت زیبا، دامن خود را از من نکش، زیرا من در پای تو بوسه میزنم و مانند آب روان به اطراف میریزم.
تو مکان ساختهای در دل سلمان وانگه
من مسکین ز پیت کون و مکان میگردم
هوش مصنوعی: تو در دل سلمان مکانی برای خود ساختهای، اما من، بیچاره، در جستجوی تو به دنبال مکان و پناهگاه میگردم.