برگردان به زبان ساده
من کیستم درین دشت، آوارهٔ حزینی
صدخار رفته در پا، از هر گل زمینی
هوش مصنوعی: من در این دشت کیستم؟ تنها و غمگین هستم، مانند صد خار که در پاهایم رفته، از هر گلی که بر روی زمین وجود دارد.
از شوق سجده کردن بر آستانهٔ دوست
هر عضو از تن من، چون گل شود جبینی
هوش مصنوعی: از شادی و عشق برای سجده کردن به پای محبوب، هر بخشی از بدن من مانند گلی زیبا خواهد شد و سجدهام را نشان خواهد داد.
غافل نیم ز یادت، خاموش اگر نشینم
حرف تو بر زبانم، نامی ست بر نگینی
هوش مصنوعی: هرگز از یاد تو غافل نیستم، حتی اگر سکوت کنم. حرف تو همیشه بر زبانم جاری است، مانند نامی که بر روی جواهری نقش بسته است.
تحسین کارفرما، بهتر ز مزدکار است
صد معنی آفرینم، از ذوق آفرینی
هوش مصنوعی: تحسین و قدردانی کارفرما از کار، ارزشمندتر از حقوق و دستمزد است. من از روی شوق و لذت، معانی زیادی را خلق میکنم.
از دیگری ست خرمن، ما را به هم چه جنگ است؟
این نکته را چه خوش گفت موری به خوشه چینی
هوش مصنوعی: ما چرا باید با هم درگیر باشیم وقتی که مزرعه دیگران است؟ موری که در حال برداشت خوشهها بود، به خوبی این نکته را بیان کرد.
جز من ز تیره بختی، در هند یافت، افسوس
هر پای آستانی، هر دست آستینی
هوش مصنوعی: جز من، هیچکس در هند به خاطر بخت بدش، حسرت نمیخورد؛ هر کس پای آستانی دارد و هر دستی آستینی برای حمایت و کمک، اما من تنها هستم.
اینها سلیم کاکنون، من می کشم ازان زلف
عمری به پیش ازینم، می گفت شانه بینی
هوش مصنوعی: اینها افرادی هستند که عاقل و منطقی به نظر میرسند، اما من به خاطر زلفی که سالها به من آسیب رسانده، دیگر نمیتوانم تحمل کنم. پیش از این، میگفتند که تو به زیبایی و آرایش توجه میکنی.