برگردان به زبان ساده
بود در گشت باغ آشنایی
گل دست من آن دست حنایی
هوش مصنوعی: در باغی که آشنا بودم، گلی در دستم بود که رنگ حنایی داشت.
به هم چسبند مژگان چون پر تیر
در آن چشمی که ترسید از جدایی
هوش مصنوعی: مژگانها به هم میچسبند مانند پرهای تیر در چشمی که از جدایی میترسد.
پر پروانه چون بیند شکستی
ز موم شمع یابد مومیایی
هوش مصنوعی: وقتی پروانه پرش را از دست میدهد و شکستگی را در موم شمع میبیند، به حالت مومیایی در میآید.
اثر با ناله ی اهل هوس نیست
هوا گز می کند تیر هوایی
هوش مصنوعی: تاثیرگذاری احساسات و آرزوهای افرادی که به دنبال لذت هستند، تنها با ناله و زاری آنها صورت نمیگیرد؛ بلکه به راحتی و بدون تلاش، میتوانند به خواستههای خود برسند.
به راه شوق، ما را حضر دایم
ز پی آید چو عقل روستایی
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، ما دائماً با احتیاط و دقت پیش میرویم، همانطور که عقل یک انسان روستایی مراقب است و از خطرات جلوگیری میکند.
ز زاهد آن که ذوق عشق جوید
کند می از در مسجد گدایی
هوش مصنوعی: از زاهدی که به دنبال لذت عشق است، بخواه که از در مسجد و در مقام گدایی، شراب بیاورد.
سلیم افتد چو کارش با رخ من
شراب لعل گردد کهربایی
هوش مصنوعی: وقتی کار سلیم به من میرسد، رنگ شراب قرمز مانند کهربا میشود.