شمارهٔ ۹۱۸
سلیم تهرانی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۹۱۸
جامه ی قد اوست زیبایی
سایه ی سرو اوست رعنایی
به ره عیش پا بنه، بشنو
چهچه طایران صحرایی
کس شریکش مکن که خوش دارد
عشق همچون خدا به تنهایی
ضعف طالع مرا ز بی مثلی ست
رشته نازک بود ز یکتایی
شده تسلیم در ره تو سلیم
هرچه گویی و هرچه فرمایی
شمارهٔ ۹۱۷: چمن ز لاله برافروخت شمع زیبایی
شمارهٔ ۹۱۹: من کیستم، آشفته تر از طره ی آهی
اطلاعات
وزن:
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
چکامه
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
جامه ی قد اوست زیبایی
سایه ی سرو اوست رعنایی
هوش مصنوعی: لباس او نشانه ای از زیبایی و شگفتی است، همانطور که سایه درخت سرو نشان دهنده خوشحالی و طراوت است.
به ره عیش پا بنه، بشنو
چهچه طایران صحرایی
هوش مصنوعی: در مسیر دلانگیزی قدم بگذار و به آواز پرندگان کوهی گوش فرا بده.
کس شریکش مکن که خوش دارد
عشق همچون خدا به تنهایی
هوش مصنوعی: هیچ کس را در عشق راهی کن، چرا که عشق را باید همچون خدا به تنهایی و بدون شریک تجربه کرد.
ضعف طالع مرا ز بی مثلی ست
رشته نازک بود ز یکتایی
هوش مصنوعی: ضعف سرنوشت من به خاطر یکتا بودنم است، مانند رشته نازکی که به خاطر تنهاییاش آسیبپذیر است.
شده تسلیم در ره تو سلیم
هرچه گویی و هرچه فرمایی
هوش مصنوعی: من در مسیر تو کاملاً تسلیم شدهام و هرچه بگویی و هر دستوری بدهی، اجرا میکنم.