برگردان به زبان ساده
دل چو می رفت سوی زلف تو، شد جان همراه
به ره هند شدند این دو پریشان همراه
هوش مصنوعی: دل در حالی که به سمت زلف تو میرفت، جان نیز در کنار آن به سفر رفت. این دو، مانند دو پریشان در راه هند، همسفر شدند.
اولین گام به ره ماند چو میل فرسنگ
گردبادی که مرا شد به بیابان همراه
هوش مصنوعی: اولین قدمی که به سوی هدف برمیدارم، مانند میل گردباد است که مرا به بیابان میبرد.
دل دیوانهٔ ما فصل گل از عریانی
نه گریبان به چمن برد و نه دامان همراه
هوش مصنوعی: دل بیتاب ما در بهار گل، نه خود را در عریانی غمگین کرد و نه لباسش را از چمن گرفت.
از رخ ساقی و چشم تر من مستان را
همه جا ابر رفیق است و گلستان همراه
هوش مصنوعی: از چهرهی زیبا و چشمان پرآب ساقی، همهجا برای مستان ابرهایی وجود دارد که دوستی میکنند و همراه آنها گلستانها نیز هستند.
چه خوشی باشدم از سیر گل و لاله سلیم؟
گر نباشد به من آن سرو خرامان همراه
هوش مصنوعی: من از تماشای گل و لاله چقدر خوشحالم؟ اما اگر آن قامت راست و دلربا در کنارم نباشد، چه فایدهای دارد؟