برگردان به زبان ساده
دهد به ذره چو خورشید آب و تاب، سخن
مباد آن که کسی را کند خراب، سخن
هوش مصنوعی: خورشید به هر ذرهای نور و زندگی میبخشد، بنابراین نباید سخن را به گونهای گفت که باعث ویرانی کسی شود.
طلسم غم که شکستی؟ اگر ز حلقهٔ گوش
نمیگذاشت سر پای در رکاب سخن
هوش مصنوعی: غم و اندوه را چگونه شکست دادهای؟ اگر زینت گوش تو نبود، چطور میتوانستی به سخنها وارد شوی؟
مرا دماغ حدیث بهشت و دوزخ نیست
گه از شراب کنم، گاهی از کباب سخن
هوش مصنوعی: من به مسائل مربوط به بهشت و دوزخ اهمیت نمیدهم، زیرا وقتی از شراب صحبت میکنم، گاهی هم درباره کباب حرف میزنم.
سر بریده نگوید سخن، چه عقل است این
ز راز چرخ مپرسید از آفتاب سخن
هوش مصنوعی: سخن تازهای از کسی که سرش بریده شده نمیتوان شنید، پس از راز دنیا و حوادث آن نپرس. از آفتاب هم در مورد مسائل نپرس، زیرا او نیز تنها نور میتاباند و نمیتواند به سؤالات عمیق پاسخ دهد.
اگر زبان خموشان این چمن دانی
بود تبسم هر غنچه یک کتاب سخن
هوش مصنوعی: اگر بتوانی صدای خاموشان این چمن را درک کنی، هر غنچه مثل یک کتاب پر از سخن و داستان خواهد بود.
حدیث لعل تو کوته نمی شود، چه عجب
اگر دراز شود در سر شراب سخن
هوش مصنوعی: داستان زیبایی که درباره ی لعل تو هست، هرگز نمیتواند تمام شود؛ چه جای تعجب دارد اگر این گفتوگو در مورد شراب هم ادامه پیدا کند.
ز وصف آن گره زلف بر زبان سلیم
چو حرف لال درآید به پیچ و تاب سخن
هوش مصنوعی: وقتی درباره زیبایی و جذابیت آن گیسوی پیچخورده سخن میگوییم، زبان نمیتواند توصیف درستی از آن داشته باشد و حرفی که بزنیم به پیچیدگی و ناتوانی ما در بیان احساسات شباهت دارد.