برگردان به زبان ساده
داغ نتواند گرفتن در دل ما جای زخم
وقت خندیدن نمک میریزد از لبهای زخم
هوش مصنوعی: درد و زخم در دل ما جای خود را گرفتهاند و وقتی میخندیم، زخمهایمان دوباره باز میشوند و زحمت بیشتری به ما میدهند.
جای یک زخم دگر چون گل بر اعضایم نماند
تیغ بگشاید مگر در سینهٔ من جای زخم
هوش مصنوعی: جای هیچ زخمی بر بدنم جز زیبایی گل باقی نمانده است، مگر اینکه تیغی دوباره در سینهام زخم جدیدی ایجاد کند.
میبرند از یکدگر ذوق جراحت هر نفس
کامرانی میکند هر زخمم از بالای زخم
هوش مصنوعی: هر بار که از دیگری آسیب میزنند، لذتی را تجربه میکند و هر زخم من بهنوعی بالاتر از زخمهای دیگر است.
خون اگر گرید کسی بر حال زار من کم است
داغها دارد دلم از خندهٔ بیجای زخم
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر حال بد من گریه کند، برای دردها و زخمهای من کم است؛ چون دل من از خندههای بیمورد و نابهجا، پر از غصه و غم است.
درد ما را آشنایی نیست با درمان سلیم
از خجالت آب شد مرهم ز استغنای زخم
هوش مصنوعی: درد ما هیچ دوایی نمیشناسد و از خجالت، مرهمی که بر روی زخمهایمان میگذاریم، به خاطر بینیازی از درمان، به آب تبدیل شده است.