برگردان به زبان ساده
چون تنکظرفان کجا من می ز ساغر میکشم
همچو غواص گهرجو، شیشه بر سر میکشم
هوش مصنوعی: فردی که ظرفیت و تحمل کمتری دارد، نمیتواند مانند غواصی که به دنبال مروارید است، از شراب بنوشد و شیشهای را بر سر خود بگذارد.
از کفم سررشتهٔ پرواز بیرون رفته است
گر گشایم بال را، خمیازه بر پر میکشم
هوش مصنوعی: از دستم کنترل پرواز خارج شده است و اگر بالهایم را بگشایم، فقط خمیازهای بر روی پرهایم ایجاد میشود.
هردم از یاد لبش خود را تسلی میدهم
خامهٔ لبتشنگانم، نقش کوثر میکشم
هوش مصنوعی: هر لحظه از یاد لب او، برای خودم تسلی و آرامش میآورم و با قلمی که در دست دارم، تصویر بهشتی را میکشم که یادآور آن لبهاست.
سرگذشت خویش را یوسف فرامش میکند
گر بگویم من چه از دست برادر میکشم
هوش مصنوعی: یوسف، داستان خودش را فراموش میکند اگر بگویم که از برادرانم چه درد و رنجی تحمل میکنم.
من چنین خوار و کلام من عزیز روزگار
بحرم و حسرت برای آب کوثر میکشم
هوش مصنوعی: من در این دنیا بسیار خوار و حقیر شدهام، اما سخنانم برای مردم ارزشمند و عزیز است؛ هر زمان که به حرم میروم، حسرت آب کوثر را در دل دارم.
سوخت از یک آه گرم من سلیم امشب فلک
کار مشکل میشود گر آه دیگر میکشم
هوش مصنوعی: امشب، آسمان از یک آه داغ من سوخت و اگر دوباره آه بکشم، کارش سختتر خواهد شد.