برگردان به زبان ساده
عشق کو تا مژه در خون جگر غوطه دهم
دل خود را کشم از خون و دگر غوطه دهم
هوش مصنوعی: عشق کجاست که من بتوانم مژهام را در خون جگر غوطهور کنم و دل خود را از خون بیتابی رها کنم و دوباره در آن غوطه ور شوم؟
سخن من به مذاق تو بود تلخ اگر
چون لبت هر سخنی را به شکر غوطه دهم
هوش مصنوعی: اگر سخن من برای تو ناخوشایند و تلخ است، باید تلاش کنم مثل لبت، هر گفتهای را به شیرینی تبدیل کنم.
تشنه را گر به بساط سخنم راه افتد
دست او گیرم و در آب گهر غوطه دهم
هوش مصنوعی: اگر با کسی که به شدت تشنه است صحبت کنم، او را به سوی خودم میکشانم و به او آب گرانبها و ارزشمند میدهم تا سیراب شود.
رنگ تأثیر به خود هیچ نگیرد، افسوس
ناله را چند به خوناب جگر غوطه دهم؟
هوش مصنوعی: اگر رنگ و تاثیر در زندگی به من نرسد، افسوس که چند بار باید دردمندانه ناله کنم و غم وجودم را در دل خود فرو ببرم؟
ای خوش آن دم که چو پروانه سلیم از سر ذوق
در دل شعله زنم بالی و پر غوطه دهم
هوش مصنوعی: ای کاش آن لحظهای برسد که مانند پروانهای با شوق و شیدایی، از عشق و ذوق در دل آتش زندگی پرواز کنم و غوطهور شوم.