برگردان به زبان ساده
پروانه را چو مرغ چمن نیست تاب گل
جانسوزتر ز آتش شمع است آب گل
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که پروانه، مانند پرندهای در باغ نیست که بتواند به راحتی از گلها لذت ببرد. بلکه او بیشتر از آتش شمع ناراحتی و عشق را متحمل میشود، چرا که برای او عشق به گل، جانسوز و دردناکتر از آتش است. این بیان به نوعی از شدت عشق و پایداری روحی پروانه در برابر مشکلات میپردازد.
هرگز چنان نشد که ز بی برگی چمن
از رهن می فروش برآید کتاب گل
هوش مصنوعی: هیچ وقت چنین نیست که از بیبرگی چمن، یک کتاب گل از دکان میوهفروش بیرون بیاید.
در گلشنی که چهره بر افروخت شمع ما
مستان نمی خورند به غیر از کباب گل
هوش مصنوعی: در باغی که زیباییاش چشمها را خیره کرده، ما آدمهای شاداب تنها به لذتهای شیرین و خوشمزهای چون کباب گل توجه داریم و از چیزهای دیگر بینیازیم.
شد پاره تا به گوش ز خمیازه اش دهن
ای دل مگو خمار ندارد شراب گل
هوش مصنوعی: دل، نگو که شراب گل، تاثیری بر حال مستی ندارد؛ حتی وقتی که خمیازه میکشد و پاره شده است.
هرگه به سوی باغ، تو ای سرو بگذری
مرغ چمن خجل شود از اضطراب گل
هوش مصنوعی: هر بار که تو، ای سرو، به سمت باغ میروى، پرندههای چمن به خاطر نگرانی گلها، شرمنده و مضطرب میشوند.
آمد بهار و شور جنون فتنه ساز شد
دارم دلی چو خانه ی بلبل خراب گل
هوش مصنوعی: بهار آمد و جنون خاصی در دل ایجاد کرد، من دلی دارم مانند خانهی بلبل که ویران و خراب شده است.
خیل بهار می رود و جام در وداع
همچون گل پیاده دود در رکاب گل
هوش مصنوعی: بهار در حال سپری شدن است و جام شراب مانند گلی که در حال وداع است، دودی را در کنار خود به جا میگذارد.
ما را به کار حسن سلیم امتیاز نیست
بلبل نمی کند به چمن انتخاب گل
هوش مصنوعی: ما در زمینه خوبیهای پرهیزگارانه از هم تمایز نداریم، مانند بلبل که در باغ گل، انتخاب خاصی ندارد و همه گلها را به یکسان میستاید.