شمارهٔ ۷۵۱
سلیم تهرانی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۷۵۱
هر قطره ی شبنم رخ گل
سیلی ست به خانمان بلبل
عمرم همه در خیال او رفت
چون آب روان به سایه ی گل
مغرور به حسن خویشتن بود
زلف تو شکست شاخ سنبل
از شرم رخ تو گل گریزد
هر لحظه به زیر بال بلبل
از بهر دلم سلیم، دایم
خم در خم زلف کرده کاکل
شمارهٔ ۷۵۰: ز باغ رفتی و گشتم کباب خندهٔ گل
شمارهٔ ۷۵۲: در محبت بس که خواری دیدم از پهلوی دل
اطلاعات
وزن:
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
چکامه
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
هر قطره ی شبنم رخ گل
سیلی ست به خانمان بلبل
هوش مصنوعی: هر قطره شبنم که بر روی گل نشسته، مانند سیلی است که به خانه بلبل میزند. این نشاندهنده زیبایی و طراوت گل است که بلبل را به شگفتی واداشته.
عمرم همه در خیال او رفت
چون آب روان به سایه ی گل
هوش مصنوعی: عمر من مانند آب زلالی که در سایه گل جاری است، تنها در خیالت گذشت.
مغرور به حسن خویشتن بود
زلف تو شکست شاخ سنبل
هوش مصنوعی: به خودشان مغرور بودند، اما زلف تو مانند شاخ سنبل شکسته شده است.
از شرم رخ تو گل گریزد
هر لحظه به زیر بال بلبل
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت چهره تو، گلها هر لحظه از شرم به زیر بال بلبل پنهان میشوند.
از بهر دلم سلیم، دایم
خم در خم زلف کرده کاکل
هوش مصنوعی: برای دل من، به خاطر عشق، همیشه در پیچشهای زلف او غرق شدهام و موهایش همچون کاکل بر سرش دارد.