برگردان به زبان ساده
از سخن آن به که کس خاموش گردد همچو گل
صدزبان چون جمع شد، یک گوش گردد همچو گل
هوش مصنوعی: بهتر است انسان در مواقعی که لازم است سکوت کند، زیرا مانند گلی که صد زبان دارد و وقتی جمع میشود تنها به یک گوش گوش میدهد، بیفایده است اگر در جمع به صحبت کردن ادامه دهیم. ساکت ماندن میتواند نشانهای از دانایی و درک باشد.
قسمت دل از وصال او به جز خمیازه نیست
پای تا سر گر همه آغوش گردد همچو گل
هوش مصنوعی: دل در وصال او جز حسرت و تمنای بینتیجهای ندارد، حتی اگر تمام وجود انسان در آغوش او قرار گیرد، باز هم به احساس خستگی و رنج ناشی از دوری دچار خواهد شد، مانند گلی که در آرزوی آغوشی است.
چشم زخمی حسن او در کار دارد، دور نیست
با خس و خاشاک اگر همدوش گردد همچو گل
هوش مصنوعی: چشم زیبا و آسیبدیده او به کار مشغول است و ممکن است به زودی با علفهای هرز همسطح شود و مانند گل جلوهنمایی کند.
غیر مشکل گر تواند از منت پوشیده داشت
آتش حسن تو کی خسپوش گردد همچو گل
هوش مصنوعی: اگر غیر از مشکل، بتوان از نعمت تو بیخبر ماند، آتش زیبایی تو مانند گل، زیر خاک پنهان نخواهد شد.
رشک میآید مرا بر آن که در گلشن سلیم
ساغی بر سر کشد، بیهوش گردد همچو گل
هوش مصنوعی: به من حس حسادت دست میدهد به آن کسی که در باغ سلیم، مشغول نوشیدن باشد و آنقدر غرق لذت شود که مانند گل بیهوش گردد.