برگردان به زبان ساده
خورشید از نمود رخت بی نمود شد
آتش زبس که سوخت ز شوق تو، دود شد
هوش مصنوعی: خورشید به خاطر زیبایی تو چنان درخشان شد که از نورش محوش گردید و آتش عشق تو چنان مرا سوزاند که دودی از من برخواست.
از بس که منع دیدن یاران کند مرا
چشم من از تپانچه ی مژگان کبود شد
هوش مصنوعی: چشمم به خاطر جلوگیری از دیدن دوستانم، به شدت آسیب دیده و مانند تیر غمزده شده است.
در طالعم نبود، ازان وصل رو نداد
دوری که قسمت من آواره بود، شد
هوش مصنوعی: در سرنوشت من به هیچ وجه نبود که از آن وصال خبری باشد؛ دوری برای من تقدیر شده بود و به همین خاطر آواره و بیخانمان شدم.
تأثیر چشم زخم به افسون نمی رود
دود سپند، سرمه ی چشم حسود شد
هوش مصنوعی: چشم زخم تأثیر خود را به سادگی نمیگذارد، حتی اگر با افسون یا وسایل دیگر تلاش کنیم. دود سپند (دودی که برای دور کردن چشم زخم به کار میرود) و سرمهای که به چشم حسود میزنند، نمیتواند جلوی این تأثیر را بگیرد.
بر کشتی شکسته ام از بس تپانچه زد
انگشت موج در کف دریا کبود شد
هوش مصنوعی: بدنش در اثر ضربههای مکرر موجها آسیب دیده و حالا همچون یک کشتی که شکسته و غرق شده، به شدت دچار درد و زخم شده است.
کاری نکرد کوشش و تدبیر ما سلیم
اوقات عمر صرف به گفت و شنود شد
هوش مصنوعی: ما هیچ کار مفیدی نکردیم و تلاش و برنامهریزیمان فقط وقتهایی را صرف حرف زدن و شنیدن کرد.